تبليغاتX
علی دایی | Ali Daei
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385

دكتر محمد دادكان از سمت رياست فدراسيون فوتبال بركنار شد.

محمدرضا آخوندي، سخنگوي سازمان تربيت بدني درگفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: شوراي معاونان، سازمان تربيت بدني در پي نتايج نامناسب تيم ملي در جام جهاني تشكيل جلسه داد و پس از ارايه‌ي گزارش مركز توسعه‌ي ورزش قهرماني؛ به اتفاق آراء اعضا راي به بركناري دادكان از سمت رياست فدراسيون فوتبال دادند.

وي افزود: جانشين دادكان نيز در همين جلسه مشخص شد؛ اما، نام رييس جديد فدراسيون فوتبال صبح روز شنبه اعلام مي‌شود.

آخوندي تصريح كرد: مجموع سازمان تربيت بدني به دليل كسب نتايج ضعيف تيم ملي ايران در جام جهاني 2006 آلمان از تمامي ملت ايران عذرخواهي مي‌كند.

دكتر محمد دادكان پس از استعفاي صفايي فراهاني در سال 81 ابتدا به عنوان سرپرست و سپس به عنوان رييس فدراسيون فوتبال انتخاب شد و پس از موفقيت تيم ملي كشورمان در صعود به جام جهاني از سيد محمد خاتمي رييس جمهور پيشين كشورمان نشان لياقت دريافت كرد.

اكنون در پايان حضور تيم ايران در جام جهاني آلمان؛ دادكان در شرايطي از سمت رياست فدراسيون فوتبال بركنار مي‌شود كه پيش از آغاز جام جهاني به طور ضمني اعلام كرده بود پس از پايان رقابت‌هاي ايران در جام جهاني آلمان از اين سمت استعفا خواهد كرد.

گفتني است؛ پيش از اين از مهدي قدمي، رييس سابق مركز توسعه ورزش قهرماني به عنوان بخت اول رياست فدراسيون فوتبال ياد مي‌شد. چرا كه ظاهرا مهندس علي‌آبادي معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني در چندين نوبت مذاكرات جدي را براي قبول اين پست با قدمي داشته است و او نپذيرفته است.

نوشته شده توسط علیرضا در 23:46 | | لینک ثابت
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385

برانکو ايوانکوويچ‌ پس‌ از انتقادهاى‌ بسيار به‌ علت‌ عملکرد ضعيف‌ تيم‌ملى‌ ايران‌ در جام‌جهاني، از بهترين‌ بازيکنان‌ خود در چهار سال‌ گذشته‌ براى‌ آخرين‌ مسابقه‌ اين‌ تيم‌ برابر آنگولا استفاده‌ خواهد کرد.

خبرگزارى‌ آسوشيتدپرس‌ در گزارشى‌ از تيم‌ ايران‌ در آستانه‌ ديدار با آنگولا نوشت: به‌ تصميم‌ برانکو، على‌ دايى‌ مهاجم‌ مصدوم‌ ايران‌ که‌ از سوى‌ رسانه‌هاى‌ اين‌ کشور به‌ عملکرد نامطلوب‌ در جريان‌ شکست‌ مقابل‌ مکزيک‌ متهم‌ شده‌ است، بار ديگر در ترکيب‌ اين‌ تيم‌ قرار مى‌گيرد و اين‌ بار مقابل‌ آنگولا به‌ ميدان‌ خواهد رفت‌ و اين‌ در شرايطى‌ است‌ که‌ وى‌ مقابل‌ پرتغال‌ بازى‌ نکرد.
اين‌ خبرگزارى‌ همچنين‌ تأکيد کرد: احتمال‌ اينکه‌ بازى‌ با آنگولا آخرين‌ حضور على‌ دايى‌ در تيم‌ملى‌ ايران‌ باشد، وجود دارد. کاپيتان‌ 37 ساله‌ ايران‌ که‌ 109 گل‌ در 148 مسابقه‌ ملى‌ را در کارنامه‌ دارد، شايد پس‌ از بازى‌ امروز با تيم‌ملى‌ ايران‌ خداحافظى‌ کند.
ايوانکوويچ‌ گفت: دايى‌ سال‌هاست‌ که‌ بازيکن‌ ثابت‌ تيم‌ملى‌ است‌ و ما واقعاً‌ مهاجم‌ بهترى‌ نسبت‌ به‌ او نداريم. وى‌ اظهارداشت: براى‌ مسابقه‌ با آنگولا به‌ علت‌ عدم‌ آمادگى‌ از کريمى‌ ستاره‌ بايرن‌مونيخ‌ استفاده‌ نخواهم‌ کرد.
سرمربى‌ تيم‌ ايران‌ که‌ اعلام‌ کرده‌ است‌ پس‌ از جام‌جهانى‌ تيم‌ ايران‌ را ترک‌ خواهد کرد، مدت‌ چهار سال‌ است‌ که‌ هدايت‌ اين‌ تيم‌ را بر عهده‌ دارد، اگر چه‌ ايران‌ در جام‌ ملت‌هاى‌ آسيا در سال‌ 2002 به‌ مقام‌ سوم‌ دست‌ يافت‌ و با موفقيت‌ براى‌ سومين‌ بار به‌ جام‌جهانى‌ رسيد، انتقاد از شيوه‌ محافظه‌کارانه‌ ايوانکوويچ‌ براى‌ بازى‌ و اصرار وى‌ روى‌ استفاده‌ از بازيکنان‌ يکسان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ آمادگى‌ آنها روز به‌ روز افزايش‌ يافته‌ است.
ايوانکوويچ‌ درخصوص‌ انتقادهاى‌ وارد شده‌ گفت: آنها سال‌هاست‌ از هر کارى‌ که‌ انجام‌ مى‌دهم، انتقاد مى‌کنند. انتظار ندارم‌ اکنون‌ اين‌ انتقادها به‌ پايان‌ برسد.
نوشته شده توسط علیرضا در 16:18 | | لینک ثابت
سه شنبه سی ام خرداد 1385

دایی در پاسخ به این سوال که , آیا به علت جایگاهتان در فوتبال ایران فشار زیادی تحمل می کنید , افزود : بله به خصوص از جانب برخی خبرنگاران ایرانی , آنان از 10 سال پیش به من حمله کرده اند و مقالات منفی زیادی درباره ام نوشته اند ,اما این برای من مهم نیست.

وی گفت : مردم ایران می خواهند که من در هر مسابقه گل بزنم اما اگر توپ به من نرسد نمی توانم گل بزنم زیرا مثل همه مهاجمان باید در موقعیت گلزنی قرار گیرم.

دایی در این باره که شما در ایران بسیار مشهور هستید وقتی در خیابان ها راه می روید و مردم به سوی شما توجه می کنند, چه احساسی می‌کنید , افزود : برای همه فوتبالیستهای جهان همین طور است , گاهی گردش کردن یا رستوران رفتن دشوار می شود , اما من همیشه با هواداران روابط خوبی دارم .

کاپیتان تیم ملی در این باره که در میان مهاجمان جام جهانی 2006 کدامیک را بیشتر می ستایید , گفت : از رونالدو خیلی خوشم می آید , او سرعتی , با هوش و در محوطه هجده قدم بسیار خطر ناک است , پائولتا و لوکا تونی نیز مهاجمان بسیار خوبی هستند.

دایی درباره خاطرات جام جهانی فرانسه در سال 1998 افزود : پیروزی دو بر یک ایران مقابل امریکا احساس عجیبی به همه داد , زیرا همه ملت ایران خوشحال بود , ما هر بار که بازی می کنیم فشار زیادی داریم اما آن مسابقه چیز دیگری بود.

وی دذر این باره که پس از جام جهانی چه خواهید کرد , گفت : اگر فوتبال ایران به من احتیاج داشته باشد در خدمت تیم ملی خواهم بود, اما تصمیم نهایی خود را پس از جام جهانی خواهم گرفت , مایلم بازهم کمی بازی کنم و سپس مربی شوم.

وی افزود : ممکن است به امریکا بروم , چند پیشنهاد جالب دریافت کرده ام و پس از جام جهانی جزییات آنها را بررسی خواهم کرد .

منبع : واحد مرکزی خبر

نوشته شده توسط علیرضا در 20:57 | | لینک ثابت
سه شنبه سی ام خرداد 1385
خبرگزارى‌ آسوشيتدپرس‌ در گزارشى‌ نوشت: برانکو ايوانکوويچ‌ پس‌ از انتقادهاى‌ بسيار به‌ علت‌ عملکرد ضعيف‌ تيم‌ ملى‌ ايران‌ در جام‌جهانى‌ از بهترين‌ بازيکنان‌ خود در چهار سال‌ گذشته‌ براى‌ آخرين‌ مسابقه‌ اين‌ تيم‌ مقابل‌ آنگولا استفاده‌ مى‌کند. بر همين‌ اساس‌ على‌ دايى‌ مهاجم‌ مصدوم‌ ايران‌ که‌ از سوى‌ رسانه‌هاى‌ اين‌ کشور به‌ عملکرد نامطلوب‌ در جريان‌ شکست‌ به‌ مکزيک‌ متهم‌ شده‌ است‌ بار ديگر در ترکيب‌ اين‌ تيم‌ و اين‌ بار مقابل‌ آنگولا به‌ ميدان‌ مى‌رود. احتمال‌ اينکه‌ بازى‌ با آنگولا آخرين‌ حضور على‌ دايى‌ در تيم‌ ملى‌ ايران‌ باشد وجود دارد. شايد دايى‌ پس‌ از مسابقه‌ فردا (چهارشنبه) با تيم‌ ملى‌ ايران‌ خداحافظى‌ کند.
 
منبع : خبرورزشی
نوشته شده توسط علیرضا در 20:43 | | لینک ثابت
سه شنبه سی ام خرداد 1385

آفتاب: خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارشي نوشت: "برانكو ايوانكوويچ" پس از انتقادهاي بسيار به علت عملكرد ضعيف تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني، از بهترين بازيكنان خود در چهار سال گذشته براي آخرين مسابقه اين تيم برابر آنگولا استفاده مي‌كند. بر همين اساس "علي دايي" مهاجم مصدوم ايران كه از سوي رسانه‌هاي اين كشور به عملكرد نامطلوب در جريان شكست مقابل مكزيك متهم شده‌است ، بار ديگر در تركيب اين تيم اين بار مقابل آنگولا به ميدان مي‌رود.

وي در ديدار با پرتغال بازي نكرد. احتمال اينكه بازي با آنگولا، آخرين حضور" علي دايي"در تيم ملي فوتبال ايرن باشد، وجود دارد. كاپيتان ‪ ۳۷‬ساله ايران كه ‪ ۱۰۹‬گل در ‪ ۱۴۸‬مسابقه ملي در كارنامه دارد، شايد پس از مسابقه چهارشنبه با تيم ملي ايران خداحافظي كند. ايوانكوويچ گفت: دايي سالهاست بازيكن ثابت تيم ملي است و ما واقعا مهاجم بهتري نسبت به او نداريم.

منبع : آفتاب

نوشته شده توسط علیرضا در 1:31 | | لینک ثابت
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385

علي‌دايي بازيكن ايران به ركوردي در گلزني بازي‌هاي ملي دست يافته كه پله؛ اسطوره فوتبال برزيل هرگز نتوانسته به آن برسد؛ اما، به نظر مي‌رسد سن و سال گريبان اين مهاجم را رها نمي‌كند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خبرگزاري فرانسه درگزارشي در خصوص آينده‌ي‌كاپيتان ستارگان پارسي نوشت: پس از نيمكت نشيني دور از انتظار دايي در ديدار شنبه برابر پرتغال، برانكو ايوانكوويچ سرمربي ايران كلماتي را به زبان آورد كه ايراني‌ها چند سال است روي آن پافشاري دارند. «دايي زيادي كند و بي‌حركت شده است. شايد قرار دادن او روي نيمكت تعجب‌آور باشد؛ اما، من در اين ديدار به تيمي سرعتي نياز داشتم.»
اين‌ها اعتراف‌هاي صادقانه‌ي مربي كرواتي است كه هميشه از دايي به شدت حمايت كرده است؛ اما، دايي بر اين حرف پافشاري داردكه هنوز مي‌تواند خط حمله ايران را رهبري كند. او گفته تا هنگامي كه اخراجش نكنند به بازي در تيم ملي كشورش ادامه خواهد داد: « شايد از بيرون زمين پا به سن گذاشته به نظر بيايم؛ اما، در درونم احساس جواني مي‌كنم.»

كمتر كسي تصور مي‌كردكه اين مهاجم هنگامي كه براي نخستين بار در 1993 پيراهن تيم ملي ايران را به تن كرد، روزي به چنين بازيكن تاثير گذاري تبديل شود. شش بازي طول كشيد تا دايي با قد بلند، قدرت بدني بالا و سبيل پرپشت منحصر به فردش چهره شود؛ اما، او از آن زمان بارها و بارها مدافعان آسيايي را قلع و قمع كرده، به طوري كه اكنون اسطوره فوتبال ايران نام دارد.

دايي با زدن صد و نه گل در صد و چهل و هشت بازي ملي، فرانس پوشكاك مجاري و پله برزيلي را به زير كشيد.
مرد سال پيشين آسيا يك بار در يكي از درخشان‌ترين پيروزي‌هاي تاريخ فوتبال ايران، چهار گل وارد دروازه‌ي كره‌ي جنوبي كرد و در پيروزي دو بر يك تيم ملي كشورش برابر آمريكا در جام جهاني 1998 فرانسه نقشي موثر داشت؛ اما، درخشان‌ترين ستاره‌ها نيز روزي كم فروغ مي‌شوند و نداي تغيير به گوش همه آنها مي رسد.

اكنون با شكست دو بر صفر ايران از پرتغال و حذف اين تيم از رقابت‌هاي جام جهاني آلمان، شمار كساني كه خواستار كناره‌گيري دايي هستند، افزايش يافته است:« فكر مي‌كنم روزنامه‌نگاران ايران زيادي فشار وارد مي‌كنند. آنها به دلايل زيادي از ده سال گذشته با من مشكل داشته‌اند و همواره در روزنامه‌هاي‌شان از من انتقاد كرده‌اند؛ اما، من هيچ مشكلي با آنها ندارم. مردم ايران انتظار دارند در هر ديدار گل بزنم؛ اما، وقتي توپي به من نمي‌دهند چگونه اين كار را بكنم. من هم مانند هر مهاجم ديگري به سانتر و پاس‌هاي خوب نياز دارم.» اين‌گفته‌هاي دايي پس از باخت به مكزيك بود. دايي پيش از بازگشت به خاورميانه، در بايرن مونيخ و هرتابرلين آلمان بازي مي‌كرد. او كه اكنون مهاجم صباباتري ايران است در مرحله مقدماتي ليگ قهرمانان آسياي سال جاري پنج گل به ثمر رساند.

دايي كه يك شركت توليد كننده وسايل ورزشي با نام خود در ايران دارد، دوست دارد پس از پايان دوران بازيگري‌اش، به مربيگري بپردازد.

منبع : ایسنا

نوشته شده توسط علیرضا در 21:50 | | لینک ثابت
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
بدون دایی هم باختیم!

اين‌ مدل‌ باخت‌هاى‌ پى‌درپى‌ تيم‌ملى‌ در جام‌جهانى‌ بر روى‌ پيشانى‌ بازيکنان‌ تيم‌ملى‌ و هفتاد ميليون‌ ايرانى‌ خودنمايى‌ مى‌کند.

ما بدون‌ على‌ دايى‌ هم‌ در جام‌جهانى‌ باختيم‌ تا ثابت‌ شود دايى‌ مشکل‌ تيم‌ملى‌ نبود، ما بدون‌ کاپيتان‌ آقاى‌ گل‌ جهانمان‌ هم‌ شکست‌ خورديم‌ تا امروز سيبل‌ ديگرى‌ براى‌ پرتاب‌ نيزه‌ تيز انتقادات‌ خود پيدا کنيم.
امروز سيبل‌ ما چه‌ کسى‌ خواهد بود، کلاه‌ خود را قاضى‌ کنيم، با اين‌ همه‌ اختلاف‌ بين‌ سازمان‌ ورزش‌ و فدراسيون‌ فوتبال‌ و شايعاتى‌ که‌ حکايت‌ از اختلافات‌ درون‌ تيمى‌ بين‌ اعضاى‌ تيم‌ملى‌ در آلمان‌ دارد چرا بايد متوقع‌ صعود باشيم.
خداحافظى‌ تيم‌ملى‌ با جام‌جهانى‌ بدون‌ على‌ دايى‌ خيلى‌ تلخ‌تر بود چون‌ اسطوره‌ فوتبال‌ خود را هم‌ شکستيم.
 
AliDaei.Blogfa.Com : خبرورزشی عزیز ! با دل شکسته ی اسطوره چه میکنید؟!

ديلى‌ نيوز: دايى‌ در آمريکا خداحافظى‌ مى‌کند
 
موضوع‌ نيمکت‌نشينى‌ يا خداحافظى‌ على‌ دايى‌ از صحنه‌ رقابت‌هاى‌ ملى‌ بازتاب‌ گسترده‌اى‌ در سطح‌ محافل‌ ورزشى‌ داخلى‌ و خارجى‌ داشته‌ به‌طورى‌ که‌ اکثر رسانه‌ها و جرايد معتبر دنيا نيز اين‌ موضوع‌ را مورد بررسى‌ قرار داده‌اند.
روزنامه‌ ويلى‌ نيوز انگليس‌ در اين‌ خصوص‌ نوشت: على‌ دايى‌ کاپيتان‌ نامدار تيم‌ملى‌ ايران‌ که‌ طى‌ روزهاى‌ اخير با انتقاد شديدى‌ از سوى‌ کارشناسان‌ و طرفداران‌ فوتبال‌ در اين‌ کشور مواجه‌ شده‌ به‌ احتمال‌ فراوان‌ در آمريکا از دنياى‌ توپ‌ گرد خداحافظى‌ خواهد نمود.
اين‌ روزنامه‌ صبح‌ لندن‌ به‌ نقل‌ از دايى‌ نوشت: تا هر زمانى‌ که‌ تيم‌ملى‌ ايران‌ به‌ من‌ نياز داشته‌ باشد، به‌ بازى‌ در آن‌ ادامه‌ خواهم‌ داد اما هنوز تصميم‌ نهايى‌ام‌ را درخصوص‌ خداحافظى‌ از فوتبال‌ نگرفته‌ام‌ و همه‌ چيز را به‌ پايان‌ جام‌جهانى‌ موکول‌ کرده‌ام.
دايى‌ در ادامه‌ صحبت‌هاى‌ خود تصريح‌ کرد: احتمال‌ اينکه‌ به‌ يکى‌ از پيشنهادات‌ رسيده‌ از باشگاههاى‌ آمريکايى‌ جواب‌ مثبت‌ بدهم‌ وجود دارد چرا که‌ ايرانيان‌ زيادى‌ در اين‌ کشور ساکن‌ هستند و هيچ‌ بعيد نيست‌ در همانجا از فوتبال‌ خداحافظى‌ کنم.
 
منبع : خبرورزشی
 
 
نوشته شده توسط علیرضا در 2:36 | | لینک ثابت
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
با شروع بازی وقتی دیدم دایی روی نیمکت نشسته خیلی خوشحال شدم. دوست داشتم بازی زودتر تمام شود و ببینم آیا نبود دایی به کمک ایران می آید یا خیر ؟!

دایی روی نیمکت نشست . اما باز هم باختیم. همه بعد از این باخت ناراحتند اما مطمئنا دایی و هوادارانش خوشحالنند! نه به خاطر باخت ایران ! بکله به دلیل اینکه به همگاه ثابت شد که مشکل ما دایی، میرزاپور و ... نیستند.

اینجا جای بحث فنی نیست . منتظر میمانیم تا فردا عکس العمل جراید و روزنامه هایی را بیشترین فشار را به مسئولان تیم ملی آوردند ببینیم و تحلیلشان را از بازی ضعیف هاشمیان، کریمی، مهدوی کیا، نکونام و ... چیست . منتظر می مانیم ...

نوشته شده توسط علیرضا در 19:14 | | لینک ثابت
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
تصویر و تیتر مصاحبه ی «علی دایی» کاپیتان پرافتخار تیم ملی ایران امروز و قبل از بازی حساس ایران و پرتغال روی صفحه ی اول سایت ویژه ی جام جهانی نقش بسته .

دایی : «اگر ایران به من نیاز داشته باشد، بازی خواهم کرد»

برای مشاهده ی صفحه مربوطه و مصاحبه با "دایی" اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط علیرضا در 15:24 | | لینک ثابت
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
در آستانه‌ ديدار حساس‌ تيم‌ملى‌ فوتبال‌ کشورمان‌ برابر پرتغال، على‌ دايى‌ در گفتگويى‌ با سايت‌ ويژه‌ جام‌جهانى‌ درباره‌ زندگى‌ و برنامه‌هاى‌ آينده‌اش‌ حرف‌هاى‌ جالبى‌ زده‌ است‌ که‌ خواندن‌ آن‌ خالى‌ از لطف‌ نيست:
* فکر مى‌کنم‌ بعضى‌ از روزنامه‌نگاران‌ ايرانى‌ در اين‌ چند روزه‌ فشار وارد مى‌کنند. آنها در 10 سال‌ گذشته‌ با من‌ مشکل‌ داشتند. آنها درباره‌ من‌ در روزنامه‌هايشان‌ حرف‌هاى‌ بدى‌ مى‌زنند اما من‌ شرايطى‌ خوبى‌ دارم.
* مردم‌ ايران‌ مى‌خواهند هر زمانى‌ که‌ بازى‌ مى‌کنم‌ گل‌ بزنم‌ اما هنگامى‌ که‌ توپ‌ به‌ من‌ نمى‌رسد چگونه‌ گل‌ بزنم؟! من‌ به‌ ارسال‌ و پاس‌ نياز دارم‌ مانند هر مهاجم‌ ديگري.
* بعضى‌ وقت‌ها براى‌ من‌ قدم‌ زدن‌ در خيابان‌ و يا رفتن‌ به‌ رستوران‌ دشوار است‌ اما هميشه‌ مى‌خواهم‌ با هواداران‌ صادق‌ باشم. اگر آنها پيش‌ من‌ مى‌آيند مى‌خواهم‌ با آنها مهربان‌ باشم.
* هيچ‌ وقت‌ به‌ موضوع‌ آقاى‌ گلى‌ فکر نمى‌کنم‌ چرا که‌ اين‌ مهم‌ متعلق‌ به‌ فوتبال‌ ايران‌ است‌ نه‌ من. تمام‌ بازيکنان‌ ملى‌ به‌ من‌ کمک‌ کردند تا به‌ اين‌ جايگاه‌ برسم.
* من‌ به‌ مهاجمان‌ بسيارى‌ علاقه‌ دارم‌ از جمله‌ رونالدو چون‌ او در محوطه‌ جريمه‌ بسيار سرعتى‌ و باهوش‌ عمل‌ مى‌کند و پائولتا و لوکا تونى‌ هم‌ مهاجمان‌ بزرگى‌ هستند.
* اگر فوتبال‌ ايران‌ به‌ من‌ نياز داشته‌ باشد براى‌ تيم‌ملى‌ کماکان‌ بازى‌ مى‌کنم‌ اما پس‌ از پايان‌ جام‌جهانى‌ تصميم‌ نهايى‌ام‌ را خواهم‌ گرفت. دوست‌ دارم‌ مربى‌ شوم‌ و چون‌ عاشق‌ ايران‌ هستم‌ دوست‌ دارم‌ در ايران‌ مربيگرى‌ کنم.
* فکر مى‌کنم‌ که‌ در اروپا يا آمريکا از دنياى‌ فوتبال‌ خداحافظى‌ کنم. پيشنهادهايى‌ از تيم‌هاى‌ اين‌ دو قاره‌ دارم‌ اما پس‌ از جام‌جهانى‌ بايد ببينم‌ چه‌ اتفاقاتى‌ رخ‌ مى‌دهد.
 
منبع : خبرورزشی
نوشته شده توسط علیرضا در 3:4 | | لینک ثابت
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385

هتل كرونه (Krone) محل استقرار تيم ملى دژى استوار و نفوذ ناپذير براى خبرنگاران سمج ايرانى است و برخلاف هميشه دسترسى به بازيكنان براى تهيه خبر و گزارش با مشكل مواجه شده است. ساختمان هتل شامل دو ساختمان و يك حياط بين اين دو است و پاى ورودى هر دو ساختمان نگهبانان ويژه اى براى كنترل رفت و آمد افراد ايستاده اند.
اما با وجود اين كنترل شديد تعدادى از مسافران مقيم هتل اين شانس را دارند كه با ملى پوشان ايران حرف بزنند. مسافرانى كه بعضى از آنها از دوستان نزديك بعضى از بازيكنان محسوب مى شوند و با يك اشاره رفقا را از طبقات بالا به حياط خلوت دعوت مى كنند.
پس از باخت به مكزيك، على دايى بيش از بقيه به حياط خلوت دعوت شده تا در اين مورد حرف بزند. همان قدر كه در تهران، كاپيتان سوژه اهالى مطبوعات شده و با تيترهاى پر سروصدا مهمان صفحه اول روزنامه ها است، در فردريش هافن هم خيلى ها دوست دارند كه از واكنش هاى دايى چيز دندان گيرى به دست آورند. معدودى از خبرنگاران موفق شده اند كه براى دقايقى دايى را به حرف بكشند، اما جالب ترين مصاحبه، مربوط به گفت وگوى تلويزيونى عادل فردوسى پور با دايى بود.
كاپيتان در اين گفت وگو از عملكرد خودش در برابر مكزيك دفاع كرد و گفت:  «وقتى موقعيت نصيب من نشده چطور مى توانستم گل بزنم.»
اين گفت وگو در شرايطى انجام شد كه تعدادى از مسافران ايرانى هتل و برخى از رفقاى دايى كه مقيم آمريكا هستند در صحنه حاضر بودند. آنها يكى از صحنه هاى نادر زندگى دايى را هم ديدند، درست وقتى كه دايى در گفت وگو با يكى از خبرنگاران مطبوعات از فرط ناراحتى خون به صورتش دويد و خيلى خودش را كنترل كرد كه زير گريه نزند. مهمانان هتل حيرت زده لحظه اى را ديدند كه لب هاى كاپيتان مى لرزيد و بغض مانع از حرف زدن او مى شد. اين حالت وقتى به او دست داد كه به او گفتند: «مى گويند دايى آرزويش اين است كه در جام جهانى گل بزند.» دايى لحظه اى بعد منقلب شد و گفت كه دوست دارد گل بزند اما آرزويش اين نيست. اين تغيير احوال باعث شد كه بعضى از حاضران در حياط هتل او را در آغوش بگيرند و مدام به او يادآورى كنند كه قهرمان است.
دايى كمى خودش را جمع  و جور كرد و گفت: «به اين حرف ها عادت كرده ام. وقتى تيم مى برد، پيروزى مال كسان ديگر است اما وقتى مى بازيم مى گويند دايى... دايى.»
موضوع مصدوميت او هم يكى از مهمترين مباحث خبرى اين روزها است. وقتى فرداى بازى ايران و مكزيك اعلام شد كه دايى در برابر پرتغال بازى نمى كند پيش داورى ها اين بود كه اين مصدوميت بهانه اى براى بازى ندادن به دايى و خواباندن سر و صداهاى تهران و آلمان است. اما دايى در تمرين سه شنبه و چهارشنبه حضور پيدا كرد و پا به پاى بقيه هم دويد تا شايعات مربوط به بازى نكردن او با ترديد مواجه شود.
برانكو هم در مورد دايى گفت كه وضعيت جسمى او بعداً مشخص مى شود اما بعضى از حرف هاى در گوشى حاكى از اين بود كه نيروى بيرون از كادر فنى تيم ملى مى خواهد كه دايى از تركيب بازى در برابر پرتغال بيرون باشد.
در محل تمرين تيم ملى در فردريش هافن هم رفتارهاى متناقضى با دايى از سوى ايرانيان مقيم اروپا و آمريكا ديده شد. بعضى از تماشاگران سعى مى كردند ناراحتى شان را از نحوه بازى كاپيتان در برابر مكزيك به خبرنگاران منعكس كنند و در عوض تعدادى از هواداران هم بودند كه پيراهن تيم ملى را براى گرفتن امضا پيش دايى مى بردند و دوست داشتند كه شماره ۱۰ دستى به سر و روى بچه هايشان بكشد. دايى در پايان تمرين قوياً اعلام كرد كه آماده است و هيچ دردى در پشتش احساس نمى كند. با اين ترتيب بايد منتظر بازى ايران و پرتغال ماند و ديد كه برانكو نهايتاً به كدام جهت در چيدن تركيب تيم ملى خواهد چرخيد. اگر ميرزاپور و دايى در تركيب قرار نگيرند معلوم مى شود كه فشارهاى اعمال شده از تهران كار خودش را كرده و مربى را تحت تاثير قرارداده است و اگر اين دو در ميدان حاضر شوند آن وقت مى شود به دو موضوع فكر كرد؛ يكى اينكه اين دو براى اعاده حيثيت از تمام وجود مايه بگذارند و اشتباهاتشان را جبران كنند. اما اگر در بازى پرتغال در بر همان پاشنه بچرخد معلوم نيست چه بلايى سر اين دو نفر و البته برانكو خواهد آمد.

منیع : روزنامه ی شرق

نوشته شده توسط علیرضا در 2:59 | | لینک ثابت
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385

عصبانیم، دروغ می‌گوییم به سادگی. ما ایرانی هستیم. برای علی دایی دلم می‌سوزد. خیلی حرف است، دایی تو توان زیادی داشته‌ای که تا به حال خرد نشده‌ای. برای اولین بار نظرات را می‌بندم و برای خودم می‌نویسم. می‌خواهم دلم خالی بشه، اصلآ از دایی دوست ندارم دفاع کنم. برای خودم مرور می‌کنم.

علی دایی در زمین فقط راه می‌رود. کاری غیر از خراب کردن توپ نمی‌تواند انجام دهد. جوون هم که بود فقط با سر خوب گل می‌زد. حرف‌هایی‌ست که چند سال است زده‌ایم. اولین صحنه‌ای که از دایی یادم می‌آید بازی‌های آسیایی هیروشیماست که دروازه‌بان دنده‌ی دایی را شکست و کلیه‌ی دایی آسیب دید. کسی یادش مانده است؟ می‌گویند ما فقط یه بازی خوب از بچه‌ها ببینیم و جوانمردانه نتیجه زیاد مهم نیست! دروغ میگی. بازی که خوب پیشرفت حالا انتظار داریم مکزیک و پرتغال را هم ببریم و از گروه صعود کنیم مرحله‌ی بعد هم آرژانتین یا هلند را ببریم و ...

اصلآ بر روی چه اصلی چنین انتظاری دارید؟ وقتی هنوز تاریخ فینال جام حذفی‌تان مشخص نیست. مکزیک را می‌بینید تا به حال دو بار جام‌جهانی برگزار کرده است. و حالا باخته‌ایم مقصر دایی است و میرزاپور و رحمان رضایی، انگار نه انگار که تیم یازده نفر دارد. این برانکو هم که هیچ سرش نمی‌شود، آدم مریضی‌ست کلآ و دیوانه! نه به فکر خودشه نه تیم ملی! همه ملت ایران می‌فهمند و تنها کسی که نمی‌فهمد اوست. آقای مایلی‌کهن شما اگر می‌توانستی در آن سالی که قدرت اول آسیا بودیم چرا تیم را به جام‌جهانی نبردی؟ هیچ‌کس آندرانیک را دید؟ ستاره بود چرا کسی ازش تعریف نمی‌کند؟ فکر می‌کنید فیفا آسیا را با چه نامی می‌شناسد؟ علی پروین یا ناصر حجازی؟ هیچ‌کدام آن‌ها آسیا را با علی دایی و ناکاتا می‌شناسند و حالا هم کریمی و مهدوی‌کیا. آن وقت اسطوره‌های شما کیستند علی پروین و ناصر حجازی که حتی بازی‌هایشان را هم ندیده‌اید. وقتی آری هان می‌گوید علی پروین کیه؟ از دستش عصبانی می‌شوید.

جای علی دایی باشید دقیقه‌ای، وقتی در ورزشگاه سال‌هاست تشویقش نکرده‌اید. دوست دارید او حرفتان را گوش کند؟ وقتی هاشمیان به تیم نمی‌آمد می‌گفتید تقصیر دایی‌ست در حالی که خود هاشمیان می‌گفت مشکل جای دیگری‌ست! دایی می‌خواهد در جام جهانی گل بزند چون شما گل‌های او به آ.ث.میلان و چلسی را ندیده‌اید. خداداد عزیزی را ناجی ایران می‌دانید در حالی که پاس دایی را چشم‌هایتان نمی‌بیند. پاس گل مهدوی‌کیا را هم دایی داده بود می‌دانید؟ آقای دایی تو خیلی بزرگی می‌دانی؟ گریه‌ام گرفت. اگر دایی در جام‌جهانی می‌خواهد گل بزند خودخواهی نیست، او می‌خواهد یک‌بار هم که شده در خاطرتان نگه داریدش، بازی با استرالیا توپ جلوی دایی بود ولی کریم باقری گل اول را زد چرا هیچ‌کس نمی‌بیند؟ این سؤال‌هایی‌ست که ذهن دایی را می‌خورد، کاپیتان "در زندگی زخم‌هایی‌ست که مثل خوره روح را در انزوا می‌خورد..." صادق هدایت این را نوشت، او را هم هیچ‌کس وقتی بود قدرش را ندانست.

دایی رکورددار گل‌های ملی در جهان است. معنی این جمله را درک می‌کنید؟ شما می‌دانید که دایی به نپال و گوآم و مالدیو گل زده است اما در دنیا هیچ‌کس نمی‌گوید دایی به چه تیم‌هایی گل زده است آن‌ها تعداد گل‌ها را نگاه می‌کنند. مگر شما می‌دانید که پوشکاش به چه تیم‌هایی گل زده است؟ مگر در اروپا مالت و لوکزامبورگ و جزایر فارو نیست؟ گرد مولر را آلمانی‌ها می‌پرستند...

همه‌تان از تیمی که مقابل مکزیک بازی کرد همین سه نفر را دیدید "دایی، رضایی و میرزاپور" هیچ‌کس جواد نکونام را ندید که یک کارت زرد بیخود و بی‌جهت گرفت، کسی گاف‌های نصرتی را ندید. گل یحیی را دیدید؟ تیموریان را دیدید؟ جمهوری چک را دیده‌اید؟ یان کولر را چطور؟ انگار که نمی‌تواند راه برود اما گل اول بازی را در دقیقه‌ی ۵ زد. چنین توپی برای دایی آمد یا نه؟ دایی که خودش نمی‌تواند برای خودش پاس گل بفرستد.

وقتی دایی به بایرن رفت و نایب‌قهرمان اروپا شد همه مسخره‌اش کردند که نیمکت‌نشینی فینال اروپا افتخاری ندارد! خوشحالی‌های ماکسی لوپز نیمکت‌نشین بارسا را بعد از قهرمانی دیدید؟ وحید هاشمیان را بهتر از دایی می‌دانستید او هم به بایرن رفت و نیمکت‌نشین شد و حالا در هانوفر هم موفق نیست اما دایی به هرتا رفت و ستاره شد. آن موقع هم حمایتش نکردید، نگویید که کردید شما هیچ‌وقت دایی را دوست نداشته‌اید. همین الآن اگر عنایتی بیاید و به پرتغال گل بزند و ببریم آیا دایی را جزء تیم به حساب می‌آورید؟ اما دل‌پیرو حتی روی نیمکت هم که می‌نشیند جزء تیم حسابش می‌کنند، دایی اگر روی نیمکت بنشیند فراموشش می‌کنید. به همین سادگی...

در این‌که دایی در بازی مکزیک کم‌کار بود شکی نیست اما باخت تیم تقصیر او نبود. نیمه‌ی دوم ایران چند بار توپ را به زمین مکزیک آورد؟ تیمی که به خاطر اشتباهات سیاسی دولتش نتوانست بازی تدارکاتی درستی داشته باشد از او انتظار قهرمانی داریم؟ همین آنگولایی که هیچ‌کس نمی‌شناختش با آرژانتین بازی تدارکاتی داشت. آرژانتین شبیه پرتغال بازی می‌کند کرواسی شبیه کدام تیم گروه؟ تازه آن بازی هم اگر برانکو نبود برگزار نمی‌شد.

آقای دایی تو خیلی بزرگی، بدون این‌که مردم حمایتت کنند دنیا می‌شناسدت، ماتئوس از تو دفاع می‌کند. شاید وقتی بروی مردم خوشحال شوند اما بعدآ می‌فهمند که دایی چه کسی بود، همین‌طور که بعدآ فهمیدند عابدزاده چه کسی بود. فعلآ اسطوره‌های این مردم علی پروین و ناصر حجازی است کسانی که دنیا نمی‌شناسدشان. جایی در دنیا را دیده‌اید که بهترین گلزن جهان را داشته باشد و در ورزشگاه داد بزنند "دایی باید برقصه" این‌ها فقط در ایران پیدا می‌شود ...

 

منبع : http://www.rah-e-man.com/archives/000365.php

نوشته شده توسط علیرضا در 2:5 | | لینک ثابت
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385

آن‌ دسته از دانشجویانی که سال 73 از کنار زمین چمن دانشگاه شریف رد می‌شدند بازیکنی را می‌دیدند که به تنهایی در سرمای زمستانی با شورت ورزشی دور زمین می‌دود و تمرین می‌کند.شاید هیچ‌کس گمان نمی‌کرد آن بازیکن سخت‌کوش اردبیلی که با پیکان قرمز رنگش صبح به صبح به دانشگاه می‌آمد و بعد از تمام شدن کلاس‌هایش راهی زمین چمن می‌شد، بعدها به اسطوره‌ای در فوتبال ایران تبدیل شود.
” آنقدر با سر به دیوار خانه‌مان هد زدم که گچ دیوار خانه‌مان ریخت”.
دایی دیر فوتبال را شروع کرد چرا که به پدرش قول داده بود اول تحصیلش را تمام کند و بعد سراغ ورزش برود. اولین بازی ملی‌اش را در 24 سالگی انجام داد و از آن پس بیش از 10 سال است که در سطح اول فوتبال ایران بازی می‌کند. قابلیت‌های استثنایی‌اش هر مربی‌ای را وادار می‌کرد تا از او بطور ثابت استفاده کند. اعتماد به نفسی که در دایی هست را در کمتر فوتبالیستی می‌بینیم. کار و بار یک مهندس که به جماعت لمپن و سطح فرهنگی خاص که بیافتد تقابل دیدنی می‌شود اما دایی نشان داد در طول این 14 سال چگونه با آن‌ها برخورد کند.نه فک و فامیل دایی در فدراسیون بود، نه پارتی خاصی داشت. او نشان‌دهنده قشری بود که تنها و تنها با لیاقت به همه چیز رسید. دیگر تا سال‌ها مثل دایی نخواهد آمد. اسطوره‌ای ناب که در این آشفته بازار با لیاقت به همه‌جا رسید
“زمانی که در بازی‌های آسیایی پکن مصدوم شدم، یک سال و نیم یک نفر در را به رویم باز نکرد که آقا اصلا تو هستی؟”
می‌توان گفت این اخلاق اوست که از او دایی ساخته است.در اوج متواضع، بی‌سر و صدا، بدون جار و جنجال کار خودش را می‌کند. طی چند سالی که در آلمان بازی می‌کرد، خبرنگاران سمج آن کشور که از کاه کوه می‌سازند( و نمونه آخرش ماجرای مهدوی‌کیا) نتوانستند کوچکترین ضعف اخلاقی از او بدست آورند. دایی 30 ساله ومجرد آن‌قدر با اخلاق بود که تنها به هدف اصلی‌اش که فوتبال بود فکر کند و در زمانی که قدرتمندترین مهاجمان تاریخ فوتبال بایرن مونیخ نظیر البر حضور داشتند مربی را وادار کند تا از او در ترکیب فیکس استفاده کند. یادمان نمی‌رود عکس روی جلد روزنامه بیلد را که در جشن قهرمانی بایرن علی دایی را به تصویر کشیده بود که در میان انواع مشروب‌ها و الکل‌های رنگارنگ وجشن بازیکنان در گوشه‌ای نشسته و تنها نظاره‌گر است. دایی در تمام سال‌هایی که به فوتبال مشغول بوده است، یک قران از پول‌هایش را از ایران خارج نکرده است،همه را در ایران به کار انداخته است. ساخت چندین و چند کارخانه در زادگاهش که مستمری صدها خانوار را تامین می‌کند تنها گوشه‌ای از این کمک‌هاست.در ماجرای زلزله بم که بسیاری از ورزشکاران برای مطرح کردن نام خود کمک‌هایشان را به رخ این و آن می‌کشیدند، دایی بدون سرو صدا دهها میلیون تومان به بمی‌ها کمک کرد بی‌آنکه درصدد مطرح کردن خود باشد. آن‌ها که از نزدیک او را می‌شناسند می‌دانند که در هرکار خیرخواهانه‌ای او پیش‌قدم است و ثروت خود را بی‌هیچ چشم‌داشت صرف مردم کشورش کرده و هیچ منتی را بر سر هیچ‌کس نه گذاشته و نه می‌گذارد.چه مطابق با آنچه همیشه گفته است؛ ” تنها با خدا معامله می‌کند”.
دایی هیچ‌گاه محبوب نبوده است چرا که در عمرش نه از کسی باج خواسته و نه به کسی باج داده است. با هیچ کس تعارف ندارد. آن‌جا که حق پایمال می‌شود می‌ایستد و حقش را می‌گیرد. 15 سال است که نقش سیبل فحاشی و تهمت را بازی کرده است.هرگاه گل می‌زند می‌گویند که تیم مقابل ضعیف بوده! و یا شانسی بوده است. 109 گل برای تیم ملی زده است( رقمی که هیچ کس به خواب هم نمی‌بیند) بعد عنوان می‌کنند که همه را به مالدیو زده. لمپنیسم را ببینید تا کجا. چقدر پست و چقدر حقیر.در کجای جهان، در کدام مملکتی به بازیکنی که برای تیم ملی کشورش گل زده است چنین رفتاری می‌کنند؟ هر وقت تیم می‌برد او هیچ‌کاره است و بقیه بازیکنان بوده‌اند که زحمت کشیده‌اند. هر وقت تیم می بازد بر روی سر دایی آوار می‌شوند حتی اگر یک اشتباه هم نداشته باشد. نمونه آخرش بازی با مکزیک. میرزاپور پاس اشتباه داده است، مهدوی‌کیا می‌خواهد از 50 متری گل بزند، رضایی توپ را لو داده و گل خوردیم، کریمی در زمین راه رفته، مربی تعویض‌هایش درست نبوده ، همه بازیکنان در نیمه دوم بد بازی کرده‌اند اما دایی باید فحشش را بخورد.چقدر حق‌کشی؟ چقدر؟ تا جایی که صدای علی پروین هم درمی‌آید که چرا به دایی حمله می‌کنید. عادت ما ایرانی‌هاست که بعد از هر باخت می‌گردیم به دنبال کسی که تمام عقده‌هایمان را سرش خالی کنیم و دایی مدت‌هاست که این نقش را بر عهده گرفته است. خدا را شکر که در این مملکت زمان بازی که می‌شود همه کارشناس می‌شوند. هر بقال و چقال و نقالی به خودش اجازه می‌دهد که بدون کمترین اطلاعات ورزشی شدیدترین حمله‌ها را به او بکند و انواع و اقسام فحش‌ها و تحلیل‌های عوامانه را نثار او و بازی او کند. از آن تحلیل‌هایی که مثلا” دایی به مربی تیم ملی خط می‌دهد!”، ” دایی باعث شده تا مهاجمان جوان ما بسوزند!”" قدیم‌هایش خوب بود الآن نیست”. در طول این سال‌ها تیم ملی بیش از 10 مربی عوض کرده است و جالب اینجا که هر کدام تا آمده‌اند از دایی به عنوان بازیکن فیکس استفاده کرده‌اند. از طالبی و شاهرخی گرفته تا ایویچ و بلازویچ و ایوانکوویچ. دایی ارث پدری این‌ها بوده یا ما بغض و کینه داریم و حسد می‌ورزیم؟ چرا اینقدر غرض؟ علی دایی جز خدمت به فوتبال ایران چه کرده است؟ مگر نیست که هر مهاجمی زمانی که در کنار دایی قرار گرفت اوج فوتبال خود را سپری کرد؟ دوره اوج خداداد عزیزی چه زمانی بود؟ دوره اوج مدیرروستا چه زمانی؟ عقل نداریم، چشم که داریم. دایی چه گناهی کرده که مستحق چنین عقوبتی است؟ مگر همین 2 ماه پیش نبود که دایی در سن 37 سالگی در 10 بازی باشگاهی 14 گل زد؟ قسم حضرت عباستان را باور کنیم یا دم خروس را؟ هر بازیکنی یک روز بد بازی می‌کند، یک روز خوب. همه جای دنیا همین است. یک روز خوب. یک روز متوسط . یک روز هم بد. بازی دوم برزیل در همین جام را ببینید. رونالدو 70 دقیقه هیچ کار مثبتی نکرد. مردم برزیل آنقدر فحشش دادند؟ زیر باران ناسزا گرفتندش؟ در خبرها آمده بود که دایی بعد از بازی در تحمل این حجم ناسزا و توهین به گریه افتاده است. این رسمش بود؟ ببینید که با افتخار مملکتمکان چه می‌کنیم. عوض روحیه دادن و تشویق انتظار داریم تیم چهارم جهان را ببریم و اگر نبردیم کاپیتان تیم را که حتی یک پاس اشتباه هم نداده است زیر انتقاد و فحش بگیریم و اشک او را درآوریم. خجالت هم خوب چیزی است به خدا. بس کنید آقایان. بس کنید. راه‌های بهتری هم برای ابراز وجود هست.
افتخاری که دایی در فوتبال به آن رسیده‌ است، به ذهن هیچ فوتبالیست نه تنها ایرانی، که حتی آسیایی نیز خطور نمی‌کند. کدام ایرانی و حتی کدام آسیایی است که در فینال جام باشگاه‌های اروپا حاضر شده باشد و مدال نقره آن مسابقات را به گردن آویزد؟ کدام فوتبالیستی است که در 149 بازی ملی برای کشورش 109 گل زده باشد؟ اولین و تنها بازیکن آسیایی که در مقر فیفا در زوریخ روی سن رفته باشد کیست؟ چه کسی است که در نمایشگاه فیفا جای پایش در کنار پله و مارادونا روی زمین به یادگار ثبت شده باشد؟ کیست که یک گروه موسیقی در برلین به افتخارش آهنگ می‌سازد؟ کیست که چندین فصل در معتبرترین لیگ‌های اروپایی و در بالاترین سطح بازی کرده است؟ دروازه‌های چلسی و آث‌میلان وصدها باشگاه مقهور قدرت اعجاب‌انگیز چه کسی شده است؟ کیست که اوتمار هیتزفلد، بکن‌بائر و پوشکاش به تحسینش لب گشودند؟ افتخار فوتبال ایران است علی دایی. در تمام دنیا ما را و فوتبال ما را با علی دایی می‌شناسند.
با کوبیدن دایی نه او کوچک می‌شود و نه منتقدانش بزرگ می‌گردند. آن قدر مقام و شخصیت او بزرگ و دست‌نیافتنی است که این غرض‌ورزی‌ها، این کینه‌توزی‌ها و این حسادت‌ها نمی‌توانند ذره‌ای وجود اساطیری او را بیالایند چه که فوتبال ما و فوتبال این قرن به ستاره‌ای چون او افتخار می‌کند. اسطوره‌ای چون او که تا ابد سایه‌اش بر فوتبال ما و کشور ما سنگینی می‌کند هرچند قدرش را ندانیم و لعن و نفرینش کنیم و به تیر تهمت و افترا از خود برانیمش.
امان از ما مردم زنده‌کش مرده پرست.

منبع : http://www.bazgasht.net/archives/2006/06/16/289

نوشته شده توسط علیرضا در 1:58 | | لینک ثابت
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385

این وبلاگ به هدف دفاع از «علی دایی» کاپیتان افسانه ای فوتبال ایران دایر شده. تا آخرین لحظه از کاپیتان حمایت خواهم کرد ...

در کنار حمایت، آخرین فعالیت ها و اخبار دایی را در اختیار شما عزیزان قرار خواهم داد ...

نوشته شده توسط علیرضا در 1:37 | | لینک ثابت