تبليغاتX
علی دایی | Ali Daei
شنبه سی و یکم تیر 1385

از سوی امیرقلعه نویی سرمربی جدید تیم ملی اسامی ۴۰ بازیکن برای حضور در اردوی تیم ملی اعلام شد. ليست‌ 40نفره‌ دعوت‌شده‌ به‌ نخستين‌ اردوى‌ تيم‌ملى‌ به‌ شرح‌ زير مى‌باشد:

استقلال: وحيد طالب‌لو، سيدمهدى‌ رحمتي، محمود فکري، پيروز قرباني، اميرحسين‌ صادقي، حسين‌ کاظمي، مهدى‌ اميرآبادى‌ و سياوش‌ اکبرپور.
پرسپوليس: کريم‌ باقري، مهرزاد معدنچي، جواد کاظميان، حسين‌ بادامکى‌ و عليرضا نيکبخت‌واحدى‌
پاس: هادى‌ شکوري، ميثم‌ منيعي، جواد شيرزاد و حسن‌ رودباريان‌
فولاد خوزستان: ابراهيم‌ ميرزاپور و حسين‌ کعبى‌
صباباتري: سهراب‌ بختيارى‌زاده‌ و عليرضا عباس‌فرد
سايپا: مسعود شجاعى‌
سپاهان: محرم‌ نويدکيا، هادى‌ عقيلى‌ و محمد نورى‌
ذوب‌آهن: مهدى‌ رجب‌زاده‌
ابومسلم: آندرانيک‌ تيموريان‌
فجرسپاسى‌ شيراز: غلامرضا رضايي، مرتضى‌ خانزاده‌ و هاشم‌ بيک‌زاده‌
الامارات: رضا عنايتى‌
الشارجه: رسول‌ خطيبى‌
الشباب: ايمان‌ مبعلى‌
النصر: آرش‌ برهانى‌ و فرهاد مجيدى‌
مسينا: رحمان‌ رضايى‌
بايرن‌مونيخ: على‌ کريمى‌
هامبورگ: مهدى‌ مهدوى‌کيا
اوساسونا: جواد نکونام‌
هانوفر: وحيد هاشميان‌
 
نکته ی قابل توجه عدم دعوت از «علی دایی» کاپیتان افسانه ای تیم ملی به این اردوست ... !

--------------------------------------------------------------------------------

37 جاى‌ 37 فکرى‌ جاى‌ دايى‌ را گرفت ‌ 
 
على‌ دايى‌ مسن‌ترين‌ بازيکن‌ تيم‌ملى‌ در چند سال‌ گذشته‌ بود و خيلى‌ها به‌ سن‌ دايى‌ ايراد مى‌گرفتند اما در فهرست‌ جديد هم‌ يک‌ بازيکن‌ مسن‌ حضور دارد. ما هرگز عملکرد خوب‌ فکرى‌ را در ليگ‌ گذشته‌ زيرسئوال‌ نمى‌بريم‌ اما وقت‌ دايى‌ در پروژه‌ جوانگرايى‌ تيم‌ملى‌ و در ساختار جديد حذف‌ مى‌شود، حضور بازيکن‌ 37ساله‌اى‌ ديگر در تيم‌ملى‌ مى‌تواند جاى‌ سئوال‌ داشته‌ باشد! فهرست‌ قلعه‌نوعى‌ تقريباً‌ مطلوب‌ است‌ اما حضور فکرى‌ در سن‌ 37سالگى‌ و جايگزينى‌ با دايى‌ را بايد تعويض‌ 37 به‌ جاى‌ 37 دانست، شايد هم‌ صفر به‌ جاى‌ صفر!

--------------------------------------------------------------------------------

دايى‌ در ليست‌ خريد ابومسلم!  
 
رئيس‌ سازمان‌ فوتبال‌ باشگاه‌ ابومسلم‌ از نظر مساعد اکبر ميثاقيان‌ روى‌ جذب‌ على‌ دايى‌ کاپيتان‌ سابق‌ تيم‌ملى‌ خبر داد. خداداد عزيزى‌ گفت: آقاى‌ ميثاقيان‌ روى‌ على‌ دايى‌ نظر دارد و اگر در اين‌ مورد به‌ جمع‌بندى‌ برسيم‌ با او براى‌ حضور در ابومسلم‌ مذاکره‌ مى‌کنيم.

-------------------------------------------------------------------------------- 

مربي تيم ملي فوتبال كشورمان پس از اعلام فهرست 40 نفره تيم ملي با بيان اين كه اين ليست نتيجه هم فكري و مشورت تمامي اعضاي كادر فني بوده، اين شيوه انتخاب را بسيار نادر و نمونه دانست.

ابراهيمي درباره‌ي دعوت نشدن علي دايي اظهار كرد: علي دايي بازيكن بسيار بزرگي است. او در سال‌هاي گذشته افتخارات بسياري را براي تيم ملي و كشورمان به دست آورده و بايد به دليل اين تلاش‌ها از او تقدير و تشكر كرد. به هر صورت اين انتخاب حاصل نظرات جمعي كادر فني است و سعي شده تا تمامي شايسته‌ها و به خصوص بازيكنان جوان فرصت پوشيدن پيراهن تيم ملي را پيدا كنند.

ایسنا

نوشته شده توسط علیرضا در 13:31 | لینک ثابت
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385

خدا آنقدر به من صبر داده كه 10 ساله ايستاده‌ام ، از اين به بعد هم مي‌ايستم / بايد فاتحه من را آن روزي بخوانيد كه اين روزنامه‌ها از من خوب بنويسند چون بالاخره يك طوري با آنها كنار آمده‌ام / مي‌دانم اين را بنويسيد كه اين توانايي را در خودم مي‌بينم كه تا 40 سالگي هم فوتبال بازي كنم و مطمئن باشيد بازي هم مي‌كنم / در بين خبرنگاران دلال هم داريم / خاك بر سر كادر فني كه بخواهد بخاطر حرف علي دايي، ايمان مبعلي را خط بزند / فاصله ايران با فوتبال دنيا زياد نيست / در جام جهاني بهترين بازيهاي دوران ورزش خودم را انجام مي‌دهم / تصميم گرفته بودم بعد از جام جهاني از فوتبال ملي خداحافظي كنم ولي اين كار را نمي كنم / آقايي كه راجع من اظهار نظر مي‌‌كند بازيكنش بدرد ميدان ميوه و تره‌بار مي‌خورد .

علي دايي كه امروز ما از آن سراغ داريم، با دايي واقعي تفاوت‌هاي زيادي دارد. تصويري كه از اين دايي بر اذهان نقش بسته، از او فردي متفاوت به وجود آورده كه شايد براي خودش هم غريب باشد اما او وقتي قول مي‌دهد كه ساعت 19 و 30 دقيقه براي مصاحبه آماده است، رأس ساعت با لباسي اتوكشيده مقابلتان قرار مي‌گيرد و با الفاظي مودبانه به استقبالتان مي‌آيد.

اما روزگار، علي دايي را هم تغيير داده است. او تمام حواسش امروز به فوتبال و بزرگترين فستيوال فوتبال دنياست؛ در حالي كه حتي برايش مهم نيست كه از تيم ملي كنار گذاشته شود يا نه، اما تنها خواسته‌اش موفقيت تيم ملي است و نمي‌خواهد ديگر وارد ماجراهاي ژورناليستي شود: «آقايان دست روي كسي گذاشته‌اند كه برايش فرقي نمي‌كند در تيم ملي باشد يا نه. اگر كنارم بگذارند، مي‌روم يك جاي راحت و پايم را روي پايم مي‌گذارم و استراحت مي كنم. يك ريال هم از دارايي‌ام كم نمي‌شود ولي ايستادم تا به مملكتم خدمت كنم.»

گفت و گوي متفاوت  با علي دايي را در زير مي‌خوانيد؛

به نظر مي رسد فدراسيون فوتبال تصميماتي درباره شما گرفته است؟
اين‌ها مطالبي است كه مطبوعات نوشته‌اند و از اين به بعد هم مي‌نويسند. كار بعضي از آنها همين است.

چقدر به اين مطالب توجه مي‌كنيد؟
اول بايد ديد چه كسي اين مطالب را مي‌نويسد، اصلاً صلاحيت نوشتن چنين مطلبي را دارد. در ضمن چرا در نوشته‌اش به در و تخته مي‌زند؟ چرا مستقيم نمي‌گويد چه كسي اين گونه اظهارات را بيان كرده است ؟ خدا آنقدر به من صبر داده كه 10 ساله ايستاده‌ام از اين به بعد هم مي‌ايستم. توجهي هم به اين مسائل ندارم. من اصل را چسبيده‌ام و اگر قرار بود به آقايان باج بدهم خيلي وقت پيش خدا هر چه به من داده بود از من مي‌گرفت.

از اينكه مطالبي مي‌خوانيد كه عليه شماست ناراحت مي‌شويد؟
آرزوي من اين است كه اين روزنامه ها از من بد بنويسند. بايد فاتحه من را آن روزي بخوانيد كه اين روزنامه‌ها از من خوب بنويسند. چون بالاخره يك طوري با آنها كنار آمده‌ام. وقتي از من بد مي‌نويسند خوشحال هم مي‌شوم. چون هيچگاه خورشيد پشت ابر نمي‌ماند. داستان كنار گذاشتن من در آستانه مسابقات جام جهاني را از 2 ماه پيش مي‌دانستم. آنها 2 ماه قبل شروع كردند به سرائيدن اين داستان ها ! . البته من به موقع نام خبرنگارش را مي‌گويم. ولي الان وقت آن نيست كه به اين مسائل دامن بزنم.

چرا اينقدر از علي دايي مي‌نويسند؟
چون بعضي آقايان چشم ديدن موفقيت من را ندارند و مي‌خواهند زمين بخورم.

همين را هم نبايد با يك چشم ديد؟
اينطور نيست. من باچند خبرنگار مشكل دارم كه هنوز هم با آنها كنار نيامده‌ام. به جز اين تعداد معدود ، تا به حال با هيچ خبرنگار ديگري بدرفتاري نكردم.
اما بودند كساني كه از علي دايي حمايت هم كرده‌اند و انتقادهايشان جهت گيري نداشته است. شما فكر مي‌كنيد به علي دايي هيچ انتقادي وارد نيست؟
مطمئناً همه انسان‌ها جاي انتقاد دارند. قرار نيست علي دايي هيچ اشكالي نداشته باشد. همه انسانها قابل انتقاد هستند ولي ما فرق انتقاد و غرض ورزي را نمي‌دانيم. گفتم بايد ديد چه كسي انتقاد مي‌كند. اين فرد كجا درس فوتبال خوانده و كدام كارنامه درخشان داشته است. مثل اينكه من درباره مسئله‌اي پزشكي نقد كنم. متاسفانه الان كساني كه اهل فن نيستند در كارهاي ديگر دخالت مي‌كنند. ببينيد تخريب كردن آسان است ولي ساختن سخت است. بعضي آقايان فقط كارشان خراب كردن است و اين موضوع مختص من نيست. يك زمان به نصرتي، ميرزاپور و حالا هم به من اشكال وارد كرده اند . هميشه حرف و حديث درباره بازيكنان فوتبال هست .

مي گويند زمان خداحافظي شما فرارسيده است.
من هميشه هستم چون قابليت‌هاي خودم را مي‌دانم . شايد بهتر باشد اين آقايان دايه‌هاي دلسوزتر از مادر نشوند. من آبروي خودم را از بقيه بيشتر دوست دارم. مي‌دانم چه زمان بايد كنار بروم. الان زمان آن نيست كه كنار بكشم.

چه زماني كنار مي‌كشيد؟
اين را بنويسيد كه اين توانايي را در خودم مي‌بينم كه تا 40 سالگي هم فوتبال بازي كنم و مطمئن باشيد بازي هم مي‌كنم. متاسفانه بازي كردن من باعث شد خار در چشم بعضي آقايان برود.

منظورتان از بعضي آقايان چه كساني است؟
ببينيد در قشر شما همه جور آدم داريم. حتي در بين خبرنگاران دلال هم داريم . شايد باورش مشكل باشد اما هزار نفر را مي شناسم كه از اين شغل شريف ، سوء استفاده مي‌كنند. مي‌دانيد چرا از من بد مي‌نويسند چون از من ،چيزي به آقايان نرسيده است. نه خودم خارج از كشور راننده شخصي شده‌ام و نه اينكه چمدان‌هايم را پر كرده‌ام و سوغاتي آورده‌ام و نه اينكه گفتم اينقدر از قراردادم مال شما تا من را حمايت كنيد!

از همان روز اول همين بودم چون از آن كس كه آن بالاست همه چيز را مي‌خواهم. خيلي وقت‌ها تنها بوده‌ام و تنها كسي كه با من بوده خدا بوده، به همين خاطر نمي‌آيم اصل را رها كنم و به فرع بچسبم. اگر من هم راننده شخصي آقايان بودم يا خانه‌ام را خالي مي‌كردم و مي‌دادم آقايان با خانوادشان بيايند خانه‌ام ، الان از نگاه روزنامه‌ها بهترين بودم و به‌به و چه‌چه مي‌كردند. گفتم روزي هزار مرتبه خدا را شكر مي‌كنم كه از من خوب نمي نويسند.

فكر نمي كنيد شايد لازم باشد شما هم در برخي اظهار نظرها كمي كوتاه بياييد ؟ نمي‌خواهيد اين جو را تغيير بدهيد؟
به هيچ عنوان . اين جو عوض نشدني است . تا وقتي نخواهم خودم را با شرايط آقايان وفق بدهم چنين چيزي نمي‌شود. اين كار از من ساخته نيست كه آن بشوم كه آنها مي‌خواهند. نمي‌توانم خودم را بخاطر اينكه از من خوب بنويسند عوض كنم. نمي‌توانم روي اعتقادم پا بگذارم. اگر خوب باشم در زمين خودم را نشان مي‌دهم.

تا به حال رسانه‌ها به علي دايي كم كمك كرده‌اند ؟ يعني هيچ رسانه اي در موفقيت شما سهيم نبوده؟
هيچ گاه چنين حرفي نزده‌ام. گفتم بعضي آقايان كه خودتان مي‌دانيد چه كساني هستند. مگر مي‌شود نقش رسانه‌ها را ناچيز گرفت. اين موضوع دوطرفه است اگر مطبوعات نباشد خبر ما انعكاسي پيدا نمي‌كند مردم با كار ما آشنا نمي‌شوند. خود من از نقدهاي درست خيلي چيزها ياد گرفتم.

چه مقدار از ايرادات شما را اين نقدها تغير داده‌اند؟
اندازه ندارد، اما مطمئن باشيد به چيزهايي رسيدم و از همان‌ها استفاده كردم و اخلاقم را عوض كردم.

از لحاظ فني چطور؟
نمي‌شود گفت تاثيري در شرايط فني‌ام نداشته است . خيلي مواقع اين انتقادها باعث شده مثل محرك قوي عمل كند و به خودم بيايم. كسي كه منكر اين موضوع بشود خودش را انكار كرده است.

البته در تمام اين نقدها كسي منكر تاثير شما در تيم ملي نشده است ولي از خودتان مي‌پرسيم، در حال حاضر علي دايي چه نقشي درتيم ملي ايفا مي‌كند؟ يك مدير يا يك بازيكن؟
هر دوي آن . به عنوان يك بازيكن كارخودم را در زمين ايفا مي‌كنم و به عنوان يك بزرگتر به جوانها كمك مي كنم. مطمئن باشيد از عهده هر دوي آن به راحتي بر مي‌آيم.


خيلي‌ها معتقدند نقش دايي در مديريت بيشتر بوده و در برخي از برهه‌ها حتي مانع حضور بازيكنان در تيم ملي شده است؟
نمونه‌اي نام ببريد؟

مثلاً هاشميان
گذشت زمان همه اين حرفها را ثابت كرد. وحيد هاشميان چه مصاحبه‌اي كرد و چه گفت؟ تنها كسي كه وحيد را در آلمان حمايت مي‌كرد من بودم. همه اينها يك سري قصه‌هايي است كه بعضي از آقايان مي‌گويند. شب مي‌خوابند و صبح يك داستان جديد در مي‌آورند.

اگر بازيكن خارج از محيط تيم ملي رفتاري انجام بدهد كه شما را ناراحت كند، ممكن است شما كاري بكنيد كه او به تيم ملي دعوت نشود؟
 اصلاً و ابداً، به من ربطي ندارد.

چه برخوردي با آن فرد مي‌كنيد؟
هيچ كاري نمي‌كنم. هر كسي عقيده‌اي دارد و شايد كاري بكند يا حرفي بزند. من كه نمي‌توانم عقيده آدمها را عوض كنم. همه اين مسائل ، زاده فكر آقايان است و فقط به تيم ملي ضربه وارد مي‌كند. همين جنجال حامد و كريمي كه از اين دو هم صادرنشد ولي مطالبي نوشتند كه فردا حامد دعوت بشود شرايطش با علي چطور خواهد شد؟

مي‌دانيد منظور حرف ما چه كسي بود؟ ايمان مبعلي
 خدا شاهد است به هيچ عنوان تابحال درباره ايمان با كسي صحبت نكرده‌ام. بايد از كادر فني و كساني كه او را دعوت نكرده‌اند بپرسيد. تيم ملي ملك شخصي كسي نيست كه اجازه ندهد كسي دعوت شود. خاك بر سر كادر فني كه بخواهد بخاطر حرف علي دايي، ايمان مبعلي را خط بزند. بايد در آن فدراسيون را گِل گرفت كه در تيم ملي‌اش چنين چيزهايي وجود داشته باشد.

ممكن است چنين مسائلي وجود داشته كه به آن استناد مي‌كنند؟
از زماني كه من وارد فوتبال ملي شدم چنين چيزهايي نديدم. هم صفايي فرهاني درست و با صداقت بود و هم دكتر دادكان نياز ندارد من تعريف كنم.

كمي از حاشيه دور بشويم. تيم ملي جزو اولين تيم‌هاي راه يافته به جام جهاني بود ولي هنوز نتوانسته‌ بازي تداركاتي مناسبي انجام بدهد. با اين شرايط فكر مي‌كنيد چه نتيجه‌اي براي تيم ملي حاصل خواهد شد؟
 متاسفانه تيم ملي بعد از صعود به جام جهاني بنا به دلايلي كه همه مي‌دانيم بازي تداركاتي خوبي نمي‌تواند انجام بدهد. همه از بازي با ايران سرباز مي زنند . ما تمرينات خود را خوب انجام مي‌دهيم بازيكنان بايد در باشگاههاي خود بيشتر تمرين كنند و فكر خودشان باشند تا در جام جهاني خوب عمل كنند. از اينجا به بعد همه چيز دست خودمان است و بايد به طور انفرادي تمرين كنيم.البته اگر بازيهاي تداركاتي بهتري داشته باشيم و با يك شناخت بهتر وارد جام جهاني بشويم مطمئناً نحوه حضورمان در بازيهاي جام جهاني تغيير خواهد كرد ولي اگر بخواهيم با همين روال ادامه بدهيم به مشكل بر مي‌خوريم.

با اين وضعيت ، ايران زنگ تفريح تيمهاي ديگر نمي‌شود؟
اگر با برزيل هم بازي كنيم چنين اتفاقي رخ نمي‌دهد. چون فاصله ايران با فوتبال دنيا زياد نيست و مطمئن باشيد مي‌توانيم با اين تمرينات نتيجه خوبي بگيريم و اگر بازيهاي تداركاتي خوبي هم داشته باشيم حتي مي‌توانيم از گروهمان صعود هم بكنيم.

يكي از مربيان ليگ برتر در جلسه هم انديشي اعلام كرد كه باخت ما به آلمان بخاطر آماده نبودن از نظر جسماني بود؟
 چنين چيزي را قبول ندارم. اين را قبول دارم كه حتي اگر نتيجه آبرومندي گرفتيم به خاطر آمادگي جسماني بود. ايوويچ به خوبي با ما كار كرد ولي متاسفانه بعد از شكست آمريكا همه چيز تمام شد و كسي به صعود به دور دوم فكر نمي‌كرد.


آن تيم با تيم فعلي چه تفاوتي دارد؟
- فكر مي‌كنم تيم فعلي بهتر است و مي‌تواند نتايج بهتري بگيرد. 3 ماه فرصت داريم و در اين مدت از نظر جسماني نيز بهتر خواهيم شد.

علي دايي در مسابقات جام جهاني چه تاثيري خواهد داشت؟
- مطمئن باشيد در جام جهاني بهترين بازيهاي دوران ورزش خودم را انجام مي‌دهم . براي جام جهاني خيلي وقت است كه برنامه‌ريزي كرده‌ام . مي خواهم در آخرين رويداد بزرگ ورزشي‌ام ، بهترين بازيهاي عمرم را انجام ‌دهم.

خودتان صحبت از خداحافظي كرديد، تا چه زمان فوتبال را ادامه مي‌دهيد؟
 تصميم گرفته بودم بعد از جام جهاني از فوتبال ملي خداحافظي كنم ولي با اين مسائلي كه برخي روزنامه‌ها بوجود آوردند فعلاً هستم !

قصد ثابت كردن چيزي را به كسي داريد؟
 نه، فعلاً هستم تا وقتي خودم تصميم بگيرم و بروم.

چقدر اعتقاد داريد كه يك بازيكن بايد در اوج خداحافظي كند.
اگر بازيكن درسطحي باشد كه همه قبولش داشته باشند بايد در اوج خداحافظي كند. به اين موضوع كاملاً اعتقاد دارم ولي وقتي بازيكن بازدهي دارد و مي‌تواند مثمرثمر باشد ، بايد بماند. هيچ وقت يادم نمي‌رود آقايان نوشتند زيدان خداحافظي كرد چرا دايي خداحافظي نكرد. چرا زماني كه زيدان برگشت ، مقاله اي ننوشتند؟ بعضي آقايان نان به نرخ روز خورند. چرا جواب مقاله‌هاي خودشان را ندادند؟ ببينيد يك واقعيت را روشن كنم. تيم ملي بازيكن ملي مي‌خواهد. شرايط باشگاهي يا ملي فرق مي‌كند. در دوره‌هاي گذشته بودند كساني كه يك تنه تيم باشگاهي خود را مي‌چرخاند ولي در تيم ملي حرفي براي گفتن نداشتند. پيراهن ملي چيز ديگري است و هر كس نمي‌تواند اين فشار را تحمل كند.

آقايان مي‌گويند اين مانده، فلاني سوخته و ... چقدر به آقايان فرصت داده شده، مگر به من فرصت داده شده است؟ در بازي با عمان 20 دقيقه آمدم داخل زمين و به خودم ثابت كردم. خوشحال مي‌شوم كسي بيايد خودش را ثابت كند و دايي را كنار بزند. زماني كه من آمدم ، صمد مرفاوي و اصغر مدير روستا فيكس تيم ملي بودند. با 20 دقيقه خودم را ثابت كردم و فيكس تيم ملي شدم. بازيكنان ديگر را نگاه كنيد، همه شايسته‌اند و بايد از من بهتر باشند كه بيايند جاي من را بگيرند، كاري به كسي ندارم و هيچ وقت از خودم تعريف نكردم ولي مطمئن باشيد بهترينم كه هستم.

خيلي‌ها خودشان را مقابل تيمهاي سوم و چهارم نشان داده‌اند ولي كساني حرف مي‌زنند كه در كار مربيگري هيچ چيز نبوده‌اند يك تيم را از دست دوم به دسته يك نياورده‌اند.

چرا مربي؟
 چون منافع بعضي مربيان هم در خطر افتاده است . آقايي كه راجع من اظهار نظر مي‌‌كند بازيكنش بدرد ميدان ميوه و تره‌بار مي‌خورد. اين مربي بايد برود بازيكنش را درست كند. هيچوقت جواب كسي را نمي دهم ولي براي آدم سنگين است كه يك آدمي كه نه سنگيني دارد و نه عددي است درباره من اظهار نظر كند. اگر سرش به تنش بيارزد حرفي نيست ولي بزرگترين افتخارش اين است كه دستيار فلان مربي بوده.

چه كسي بايد درباره دايي اظهار نظر كند؟
- من نه، كسي كه در تيم ملي است . شخص دايي هيچ فرقي با ديگر بازيكنان تيم ملي ندارد . كسي بايد اظهار نظر كند كه در اين فوتبال زحمت كشيده باشند، كارنامه مثبت از همه لحاظ داشته باشد.

مثل علي پروين؟
 از هر كسي كه مي‌خواهند مي‌توانند نقل قول درباره تيم ملي بگيرند ولي آخرش چه شد ؟ من كجا هستم و آقايان كجا ؟ اگر من حق نبودم تا الان نبودم خيلي وقت پيش مي‌رفتم. حق من هست كه الان در تيم ملي هستم . تا وقتي كه باشم جزو بهترين ها خواهم بود. آقايان هر اظهار نظري بخواهند مي‌توانند بكنند.

اگر قرار بود با حرفهاي آقايان خط بخورم كه زودتر از اين بايد از فوتبال خداحافظي مي كردم. يكي از همين آقايان چند سال قبل زنگ زد و گفت فوتبالت را نابود مي‌كنم. من فكر مي كنم اينها عقده‌هاي ديگري دارند. اين عقده را دارند كه من هيچ وقت حسابشان نكردم.

صحبت از پروين كرديم...
 براي او احترام زيادي قائلم و آن مقطع هم كه با هم مشكل برخورديم از حقم دفاع كردم . مطمئن باشيد سرم را بخاطر اينكه احقاق حق كنم ،مي‌دهم.


چه كسي در دنياي فوتبال علي دايي را حمايت كرده است؟
هيچ كس، فقط خدا وكساني كه در اين چند سال با من كار كرده‌اند و زحمت كشيده‌اند و بچه‌هايي كه با من بازي كرده‌اند. تمام افتخاراتي كه بدست آوردم انفرادي نبوده و اگر آنها نبودند من به جايي نمي رسيدم.

 بعد از فوتبال چكار مي‌كنيد؟
- در سطح مربيگري يا مديريت علاقه دارم تا به فوتبال ادامه دهم ولي بايد شرايط را ببينم.

حرفهايي بود درباره تيم صبا و علي دايي. نقل قول‌هايي بود كه دايي در تيم صبا خط و مشي تعريف مي‌كند؟
- به هيچ وجه. خدا را شكر ضيايي تنها آدمي است كه با كاپيتانش هم درباره تيم صحبت نمي‌كند. از وقتي او آمده نه تنها با من با هيچ بازيكن راجع به تيم صحبت نكرده است.

 هدف شما از بازي كردن در سطح باشگاهي چيست؟ در آمد، تيم خوب و ....
 همه چيز. تيم خوب به چه مي‌گوييد؟ حاشيه نداشته باشد. مديريت، بچه‌هايش خوب باشند كه صبا باتري همه آنها را دارد. تيمي كه در اولين سال خود قهرمان جام حذفي مي‌شود و مي‌تواند در مسابقات آسيايي بازي كند همه چيز دارد. كادر مديريت قوي دارد و آدمهاي خوبي دور هم جمع كرده است.

 اما مي‌گويند صبا باتري به درد مسابقات آسيايي نمي‌خورد؟
چنين نظري را قبول ندارم . اگر 2و 3 تيم باشد كه شخصيت مسابقات آسيايي را داشته باشد اولي‌اش صبا باتري است. با توجه به مديريت و بازيكنان آن كه تلفيقي از جوانهايي كه به بزرگترها احترام مي‌گذارند و بزرگترهايي كه به كوچكترها كمك مي‌كنند.

رابطه خوبي ميان بازيكنان است كه البته به دليل وجود سردار شهريايي و مرادي است. ما صاحب مجموعه خوب هستيم كه مي‌توانيم بهتر از اين كار كنيم.


صبا از گروه خود صعود مي‌كند؟
تمام تلاشمان صعود به مرحله بعد است . در ليگ برتر هم براي رسيدن به همين هدف ، تجربه اندوزي مي‌كنيم.

به فكر عنوان برترين بازيكن آسيا هستيد؟
تمام تلاشمان را مي‌كنم و هيچ چيز غير ممكن نيست. گفتم براي جام جهاني برنامه‌ريزي كرده‌ام و در اين يك ماه در خودم پيشرفت احساس مي‌كنم.

مشغله زيادي در زندگي داريد كساني كه در زندگي شما هستند از شما احساس رضايت مي‌كنند؟
فعلاً تمام زندگي ام متمركز ورزش است. بعد از خانواده‌ام ، زندگي و ورزش‌ام مهم است. كنار خودم ،برادر و شريك خوبي دارم كه كمكم مي‌كنند. درس را هم كه تمام كرده‌ام و بزرگترين دغدغه من تلاش براي موفقيت در جام جهاني است.

استرس‌هايي كه از فوتبال ناشي مي‌شود زندگي شما را تحت شعاع قرار نمي‌دهد؟
خدا به من آنقدر جنبه داده است كه هيچ يك از اين مسائل را با هم قاطي نمي كنم.

با تيم ملي شروع كرديم با تيم ملي هم تمام مي‌كنيم. با كدام بازيكن در خط حمله راحت هستيد؟
-همه خوب هستند. هر بازيكني را كه كادر فني ترجيح بدهد ،با او هماهنگ مي‌شوم.

منبع : سایت تبیان

نوشته شده توسط علیرضا در 14:21 | | لینک ثابت
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385

(( در تمام مدتي كه گمان مي رفت او در ايالات متحده باشد در تهران بود. دايي آمده بود تا ببيند مردم درباره اش چه مي گويند. حالا هم انتظار سرنوشتي سخت را مي كشد. ))

>> او با يك وقفة كوتاه به تهران برگشته بود. بعدا مشخص شد كه دايي در اين فاصله، همراه سه تا از برادرهايش در برلين وقت مي گذرانده

مهدي اميرپور

علي دايي در هواپيما نبود. پس از اين كه با نمايش ضعيف تيم ملي مقابل آنگولا، فدراسيون فوتبال مطمئن شد كه بايد ساعت پرواز بازگشت بازيكنان را تغيير دهد و پس از اين كه بازيكنان به جاي پرواز مستقيم از لايپزيك به فرانكفورت، ابتدا به فريدريش شافن رفتند و از آن جا به فرانكفورت آمدند، هواپيماي حامل بازيكنان به سمت تهران پرواز كرد. هواپيما به وقت آلمان ساعت 6 عصر پرواز كرد و در اين بازگشت، جاي پنج بازيكن تيم ملي خالي بود؛ مهدي مهدوي كيا، وحيد هاشميان، فريدون زندي و رحمان رضايي كه كار و زندگي شان در اروپاست، ترجيح دادند به ايران برنگردند. اما نفر پنجم كسي نبود جز علي دايي كه براي استقبال از او بيش از دو هزار نفر به فرودگاه مهرآباد آمده بودند! به هرحال تا هواپيما بلند شد همه فهميدند كه دايي براي پرهيز از برخورد با مردم دست به اين كار زده. يكي دو ساعت بعد هم يكي از دوستان ملي پوش دايي گفت: او براي استراحت به آمريكا رفته! حرفي كه در هواپيما پيچيد و به محض رسيدن تيم به تهران، تبديل به سوژه اي جالب شد.
در فرودگاه مهرآباد مردم تا ساعت يك بامداد در سالن انتظار، فشار گارد ويژة نيروي انتظامي را تحمل كردند به اميد اين كه بالاخره بازيكنان تيم ملي از كانال گوشتي گارد بگذرند. اما يك ساعت پس از فرود هواپيماي تيم ملي خبر رسيد كه بازيكنان از در پشتي خارج شده اند. البته براي مردم چندان اهميت نداشت كه مسؤولان، بازيكنان تيم ملي را از كجا رد كرده اند. اغلب فقط مي  خواستند دايي را ببينند. اما در فرودگاه فهميدند او به جاي پرواز به تهران، به آمريكا سفر كرده. شايد براي همين بود كه عده اي با ديدن غيبت دايي، سراغ فروشگاه هاي پوشاك ورزشي دايي در تهران رفتند و به بعضي از 6 فروشگاه او به قدر كافي آسيب رساندند؛ ماجرايي كه دايي و دوستان نزديكش آن را تكذيب مي كنند. ولي كم نيستند آدم هاي عاقل و بالغي كه مي گويند شاهد آن بوده اند.
تنها پنج روز از بازگشت تيم ملي به ايران گذشته بود كه يكي از خبرنگاران نزديك به دايي به تلفن همراه او زنگ زد و در كمال تعجب متوجه شد تلفن او زنگ مي خورد. اين اتفاق عجيب ثابت مي كرد كه برخلاف شايعات، دايي به آمريكا سفر نكرده. او با يك وقفة كوتاه نسبت به باقي بازيكنان تيم ملي به تهران برگشته بود. بعدا مشخص شد كه دايي در اين فاصلة كوتاه، همراه سه تا از برادرهايش در برلين وقت مي گذرانده تا در تهران آب ها از آسياب بيفتد. سه برادر دايي همراه با دوستان و آشنايان با 30 بليتي كه دايي از فدراسيون گرفته بود (سهمية هر بازيكن از بليت  مسابقات تيم ملي 10 بليت بود، اما گويا كاپيتان اين جا هم سهم بيشتري داشته) پس از پايان بازي هاي تيم ملي در كنار كاپيتان بودند تا با هم به تهران برگردند. اين چهار برادر با پروازي كه هيچ خبرنگاري از ساعت آن خبر نداشت به تهران بازگشتند. چند روز پس از رسيدن به ايران هم دايي براي اولين مرتبه به تماس تلفني يك خبرنگار جواب داد تا همه بفهمند سفر او به آمريكا از بيخ و بن شايعه بوده است.

سكوت كاپيتان
دايي در تمام مدتي كه اقامت اش در تهران لو رفته، به گفت وگو با هيچ خبرنگاري تن نداده. او در تنها مصاحبة كوتاه خود با يك خبرگزاري گفته: منتقدانم را به خدا واگذار مي كنم. دايي در اين گفت وگو وعده داده كه به زودي قفل از دهانش باز مي كند و پشت پرده ها را افشا خواهد كرد. اما دوستان نزديك او خبر دارند كه چرا گفت وگو نمي كند. آن ها مي دانند با فشاري كه دايي در اين مدت حس كرده، احتمالا حرف هايي بزند كه در نهايت به ضررش تمام مي شود. البته او نگران سرنوشت فدراسيون فوتبال و نيمكت تيم ملي هم بود، تا پس از آن با احتياط كامل حرف بزند.
كاپيتان دل پري هم دارد. هر خبري كه در مدت جام جهاني از دايي در رسانه ها منتشر شده، از نظر دايي شايعه سازي هدفمند براي خراب كردن او بوده؛ از درگيري دايي با كريمي در رختكن تيم ملي پس از مسابقه با مكزيك تا هجوم مردم به مغازه هاي او در تهران، و تظاهر به مصدوميت پيش از مسابقه با پرتغال براي كاستن فشارها. او همة اين ها را خبرهايي خيالي مي داند كه براي تخريب شخصيت اش در تهران از سوي خبرنگاران منتقد، منتشر شده. البته در اين بين همه مطمئن هستند كه دايي نمي تواند تا ابد حرف هايش را در دل نگه دارد. او يك روز حرف مي زند و برندة ماجرا، خبرنگاري خواهد بود كه مصاحبة داغ با او را به سردبيرش بدهد.
دايي پس از بازگشت به تهران، تمام روزنامه هايي را كه در روزهاي جام جهاني در تهران چاپ شده ورق مي زند. او تمام نقدهايي را كه عليه اش نوشته شده خوانده و گويا براي جواب دادن به آن ها بي قراري مي كند. ولي مشاوران او فعلا سياست سكوت را به او پيشنهاد داده اند.

كاپيتان و مصطفوي
البته بدشانسي هاي او به نمايش ضعيف در جام جهاني محدود نشد. دادكان و برانكو كه بزرگ ترين حاميان او به حساب مي آمدند پس از بازگشت به تهران ديگر هيچ سمتي در فوتبال ايران نداشتند. هر چند كه دادكان در روزهاي جام جهاني هم قيد حمايت از او را زده بود. در عوض بيست روز پس از اخراج دادكان از فدراسيون، سازمان تربيت بدني، داريوش مصطفوي را دبيركل موقت فدراسيون فوتبال كرد تا او به كمك رؤساي هيأت هاي فوتبال در فاصلة دو ماه مانده به انتخاب مجمع فدراسيون، پرشانس ترين گزينه براي رياست فدراسيون لقب بگيرد. فردي كه اگر رئيس فدراسيون شود، دايي مطمئنا ديگر شانس پوشيدن پيراهن تيم ملي را از دست مي دهد.
هنوز روزي كه محمد مايلي كهن ظاهرا به سفارش داريوش مصطفوي در سال 1375 در مسابقات مقدماتي جام جهاني 98 مقابل سوريه دايي را نيمكت نشين كرد، فراموش نشده. هنوز كسي از ياد نبرده روزي را كه پس از صعود تيم ملي به جام جهاني، كاپيتان تيم ملي ايران در ملاقات با سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق عليه مصطفوي حرف زد تا در عرض چند روز مصطفوي از سوي رئيس سازمان تربيت بدني كه معاون خاتمي بود بركنار شود و محسن صفايي فراهاني جاي او را بگيرد. مشكلات بين مصطفوي و دايي تا امروز برطرف نشده و برخلاف سناريوهاي فيلمفارسي كه هميشه درگيري ها با گل و شيريني حل مي شود احتمال آشتي بين اين دو نفر در حد صفر است.
البته به نظر مي رسد اگر هر كس ديگري هم به رياست فدراسيون برسد در اولين حركت تبليغاتي و براي كسب محبوبيت در بين مردم به سرمربي تيم ملي سفارش كند كه از دعوت دايي خودداري كند. بعيد است كسي پيدا شود كه بر سر بازي دادن به دايي در تيم ملي بخواهد از محبوبيت خودش مايه بگذارد. با اين حساب عجيب نيست اگر دايي در اولين فرصت تقاضا كند تا يك مسابقة آبرومند براي خداحافظي او از تيم ملي برگزار شود. هر چند كه او هنوز بر سر خداحافظي از تيم به جمع بندي نرسيده و شايد هم رئيس آيندة فدراسيون، حاضر به طرح چنين پيشنهادي نباشد.

كاپيتان و ليگ برتر
اما سرنوشت باشگاهي دايي هم دست كمي از سرنوشت ملي او ندارد. كاپيتان همراه تيم ملي به جام جهاني رفته بود كه مديران صبا باتري در يك حركت انتحاري، فرهاد كاظمي را سرمربي تيمشان كردند. از روزي كه حكم مربيگري كاظمي امضا شد، همه مي توانستند تصور كنند كه آب كاظمي و دايي در يك جوي نمي رود. فرهاد كاظمي كه در ايران سمبل برخورد گاز انبري با ستاره هاست، در اولين اقدام خود در صبا شهر، نام دايي و يحيي گل محمدي را در ليست مازاد تيم گذاشت. حركتي كه هنوز از سوي صبا باتري نه تأييد شده نه تكذيب.
با اين حساب، دايي دربه در، دنبال تيم جديدي مي گردد. اولين باشگاهي كه نامش پيش كشيده شد، لس آنجلس گالكسي آمريكا بود. تيمي كه آلكسي لالاس مدافع تيم ملي آمريكا از جام جهاني 98 تا حالا مدير آن است و دوستي نزديك بين دايي و لالاس احتمال آن را بيشتر مي كرد. در عين حال، حضور مديران ايراني در نزديكي اين باشگاه و امكان تمايل آن ها براي بهره برداري از شهرت دايي را نبايد از خاطر برد. اما تنها چند روز پس از اين شايعه، باشگاه گالكسي خبر مذاكره با دايي را رد كرد. پس از آن، نوبت پاس شد كه به خاطر رابطة صاحبي سرپرست باشگاه با دايي، مقصد بعدي كاپيتان محسوب شود. اما گذشت زمان ثابت كرد كه پاس هم دنبال او نيست. مجيد جلالي سرمربي جديد پاس در جملاتي كه نه سيخ را مي سوزاند و نه كباب، هم احترام دايي را نگه داشت، هم در لفافه گفت كه به دايي احتياجي ندارد.
تا امروز تنها تيمي كه تمايل اش را براي به خدمت گرفتن دايي تكذيب نكرده، سايپا است، كه لورانت، سرمربي آلماني آن از حضور دايي در تيمش استقبال كرده؛ اگرچه مديران باشگاه گفته اند مذاكره اي هم نشده. البته انتقال دايي به يك تيم باشگاهي، اين قدر هم ساده نيست. گفته مي شود هر تيمي كه دايي را بخواهد، هم بايد پيه دستمزد چند صد ميليوني او را به تن بمالد، هم آمادة هر گونه دخالت او در تيم باشد. ضمنا مسؤولان اين تيم بايد با يك فصل اعتراض شنيدن و هو شدن در استاديوم هاي ايران هم مشكلي نداشته باشند. شك نكنيد تيمي كه فصل آينده دايي را استخدام كند، سيبل تماشاگراني مي شود كه مي خواهند خشمشان از نتايج وحشتناك تيم ملي را نسبت به كاپيتان ايران در جام جهاني بروز دهند. هنوز ماجراي توهين هاي تماشاگران شهرهاي مختلف در مسابقات صباباتري در ليگ پارسال از ياد نرفته. سيبل همة آن ها دايي بود و باشگاه ها، محروميت هايي را به خاطر اين اهانت ها و جايگاه دايي در فدراسيون تحمل كردند. حالا شدت انتقادات نسبت به دايي چند برابر شده و جذب او براي هر تيمي، يك ريسك بزرگ به حساب مي آيد.
به هرحال به نظر مي رسد دايي فصل سختي را پيش رو داشته باشد. پس از نمايش بد در جام جهاني او اصرار دارد كه باز هم در فوتبال بماند. حالا بايد انتظار كشيد و ديد كه او در ايران در جايي كه همه او را يكي از مقصران اصلي حذف تيم ملي در جام جهاني مي دانند، چه كار مي كند.


دايي مشاوران خوبي نداشت

حسين كلاني


او روزي اسطورة فوتبال مان بوده و خارج از ايران، نام فوتبال ما را همراه با او به ياد مي آورند. افتخاراتي كه بيشترشان را نه از تيم ملي كه با تلاش فردي به دست آورده. ركوردهايش، گل هاي تماشايي اش در ليگ قهرمانان و...
حالا ما او را مقصر مي شناسيم، تيم ملي حذف شده و همه به دنبال يك مقصر هستيم. برانكو، دادكان، كريمي يا دايي. فرقي ندارد، ما مقصر مي  خواهيم و چون او از همه ضعيف تر بوده، شيشه هاي مغازه اش را خرد مي كنيم. فحشش مي  دهيم و اگر بتوانيم، آتشش مي زنيم. با يك شكست، احساسي مي شويم و حكم به اعدام مقصرين مي  دهيم. اما از ياد مي بريم كه اگر تقصيري است، به گردن همة ماست؛ از من و ديگر مردم تا مربي تيم ملي و تك تك ياران ملي.
اگر مي گوييم علي دايي نبايد همراه تيم ملي مي رفت، بايد قبل از جام  جهاني نمي گذاشتيم او برود. او يك بازيكن است، بازيكني كه وقتي به تيمي اروپايي مي رود، خيلي آرام روي نيمكت مي نشيند. پس اين ضعف مربيان ماست كه اگر بد بوده، شهامت كنار گذاشتن او را نداشته اند. اين، مشكل مسؤولان فدراسيون فوتبال است كه نتوانسته اند قيد او را بزنند.
اگر مي خواستند دايي در كنار تيم نباشد، بايد با او حرف مي زدند و قانعش مي كردند كه خودش با احترام، بهانه اي پيدا كند و خداحافظي كند.
اما حالا اتفاق ناگوار افتاده و با دست خودمان داريم قهرمان مان را نابود مي كنيم. البته هميشه گفته ام يك ورزشكار دو بار مي  ميرد. مرگ اول او روز خداحافظي اش است كه خودش مي تواند در اوج، آن را رقم بزند تا جاودانه شود. دايي متأسفانه مشاوران خوبي نداشته كه او را قانع به رفتن كنند. اما اين، دليل نمي شود كه خردش كنيم. من حتي خودم را مقصر مي دانم كه چرا نگفته ام آقاي دايي زمان خداحافظي فرا رسيده. به همين دليل، به خودم حق نمي دهم از او انتقاد كنم.
حالا دايي به پايان راه بازي اش رسيده. براساس شنيده ها مسؤولان جديد فدراسيون و تيم ملي، مخالف او هستند و جو عمومي هم عليه اوست. البته خودش هم خوب مي داند كه در اين سن و سال، ديگر نمي تواند در تيم ملي ادامه بدهد.
اين، فرصت بسيار خوبي است تا او بتواند با خداحافظي از فوتبال، به فكر مربيگري باشد. به نظرم دايي كه هم تحصيلات آكادميك دارد و هم اسطوره بوده، اين فرصت را از دست نمي دهد. اما ما هم وظيفه اي در قبال او داريم. ما بايد به او كمك كنيم تا از اين بحران خارج شود و دوباره بخشي از كلكسيون افتخارات فوتبال ايران باشد. شايد يك مربي خوب.

* مهاجم پرسپوليس و تيم ملي در دهه 50

همشهری

نوشته شده توسط علیرضا در 1:1 | | لینک ثابت
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385

شايد خيلي‌ها فكر مي‌كردند «علي‌ دايي‌»اسطوره‌ فوتبال‌ ايران‌ ديگر ازدواج‌ نكند، ... اما علي‌ دايي‌ درروز اول‌ بهمن‌ ماه‌ سال‌ 1383 پاي‌ سفره‌ عقدنشست‌ و پيمان‌ زناشويي‌ بست‌...
اين‌ ازدواج‌ باعث‌ تعجب‌ خيلي‌ها شد،همان‌هايي‌ كه‌ فكر مي‌كردند، دايي‌ به‌ ازدواج‌ فكرنمي‌كند، اما او ازدواج‌ كرد و پاسخ‌ خيلي‌ها راداد. حالا اگر شما خواننده‌ محترم‌ دوست‌ داريدبدانيد، همسر اين‌ اسطوره‌ فوتبال‌ كيست‌ با ماهمراه‌ شويد. ما تمام‌ اين‌ پرسش‌ها را از علي‌ دايي‌پرسيديم‌. درست‌ سه‌ روز بعد از مراسم‌ ازدواجش‌كه‌ هنوز گل‌هاي‌ بزرگ‌ اتاق‌ عقدش‌ در خانه‌ بود.اين‌ شما و اين‌ گفته‌هاي‌ علي‌ دايي‌ در رابطه‌ باشريك‌ زندگي‌ آينده‌اش‌... 
    
همسرم‌ آذري‌ زبان‌ است‌

علي‌ دايي‌ به‌ ما گفت‌: همسرم‌ از آشنايان‌ دور خانوادگي‌ ما مي‌باشد،مادرش‌ اردبيلي‌ و پدرش‌ تبريزي‌ است‌ و او بزرگ‌شده‌ تهران‌ مي‌باشد. مشخصات‌ كامل‌ يك‌ دختر ‌آذربايجاني‌ را دارد و ليسانس‌ صنايع‌ غذايي‌مي‌باشد او هشت‌ سال‌ از من‌ كوچك‌تر است‌. 
همسرم‌ را هم‌ من‌ انتخاب‌ كردم‌ و هم‌ مادرم‌. دايي‌مي‌گويد: همسرم‌ فرزند اول‌ خانواده‌ است‌ وخواهر ديگرش‌ به‌ تازگي‌ درسش‌ به‌ اتمام‌ رسيده‌ وقرار است‌ به‌ زودي‌ ازدواج‌ كند. باجناقم‌، كارش‌آزاد است‌ و ترم‌هاي‌ پاياني‌ تحصيلش‌ رامي‌گذارند. 
پدر ايشان‌ بازنشسته‌ گمرك‌ مي‌باشد. نكته‌ جالب‌در مورد ازدواج‌ دايي‌ مهريه‌ همسرشان‌ است.از آنجا كه‌ خانواده‌ همسرم‌ داراي‌ اعتقادات‌ارزشمند اسلامي‌ هستند، مهريه‌شان‌ مانند مهريه‌ حضرت‌فاطمه‌ (س‌)، «آب‌» است. خيلي‌ها فكرمي‌كردند كه‌ مهريه‌ همسرم‌ سكه‌هاي‌ زيادي‌ است‌،به‌ قول‌ اين‌ جديدي‌ها... اما با تفاهمي‌ كه‌ بين‌ مابود، چرا كه‌ مهريه‌ ضامن‌ خوشبختي‌ نيست‌، بلكه‌صداقت‌ها و حسن‌ نيت‌ها، زمينه‌ساز يك‌ زندگي‌مشترك‌ است‌.
علي‌ دايي‌ مي‌گويد: به‌ اميد خدا پس‌ از ماه‌ محرم‌و صفر ازدواج‌ مي‌كنيم‌ و زندگي‌ زير يك‌ سقف‌ راآغاز مي‌كنيم‌. وي‌ در رابطه‌ با مهمانان‌ جشن‌ازدواج‌ مي‌گويد: «نمي‌خواستيم‌، مراسم‌عروسي‌ام‌ بپيچد، از اين‌ رو خصوصي‌ صورت‌پذيرفت‌ وخانواده‌ من‌ و دوستان‌ نزديكم‌، مهمانان‌جشن‌ من‌ را تشكيل‌ دادند. البته‌ جشن‌ ازدواجم‌در تهران‌ برگزار مي‌شود و افراد خانواده‌ام‌ ازاردبيل‌ به‌ تهران‌ مي‌آيند، همچنين‌ بيشتر دوستانم‌در تهران‌ هستند و به‌ همين‌ خاطربايد در تهران‌برگزار شود. همسرم به فوتبال علاقهاي نداشت اما از زماني‌ كه‌ با يكديگر آشنا شديم‌،ايشان‌ هم‌ به‌ فوتبال‌ به‌ خصوص‌ ديدارهاي‌ تيم‌ملي‌ علاقمند شدند». 
   
آشپزي‌ ام‌ خوب‌ است‌

از سال‌ 1367 تنها در تهران‌ زندگي‌ مي‌كنم‌، ازهمان‌ زماني‌ كه‌ دانشجو شدم‌. از اين‌ رو شايدآشپزي‌ام‌ از خيلي‌ خانم‌هاي‌ اين‌ دوره‌ زمانه‌ بهترباشد. اكثر غذاهاي‌ ايراني‌ را بلد هستم‌. اگر يادتان‌باشد، سال‌ها در زمان‌ دانشجويي‌ تنها زندگي‌كردم‌ و هفت‌ سال‌ هم‌ خارج‌ از ايران‌ بودم‌. شهردار شدن در خوابگاه دانشجوئي از هر کسي يک آشپز خوب مي سازد .
   
مادرم‌ با ما زندگي‌ نمي‌كند

علي‌ دايي‌ هم‌ اكنون‌ در شهرك‌ غرب‌ تهران‌ به‌همراه‌ مادر و دو برادرش‌ كه‌ مجرد مي‌باشدزندگي‌ مي‌كند، فكر مي‌كرديم‌ كه‌ دايي‌ با همسرش‌در كنار مادرش‌ زندگي‌ مي‌كند، اما وي‌ مي‌گويد:همسرم‌ فهميده‌ و منطقي‌ است‌ و دوست‌ دارد بامادرشوهرش‌ زندگي‌ كند، اما مادرم‌ قبول‌نمي‌كند، گرچه‌ من‌ دوست‌ دارم‌ مادرم‌ در كنار من‌زندگي‌ كند; اما از آنجا كه‌ ما پنج‌ برادر هستيم‌،مادرم‌ دوست‌ ندارد، فرقي‌ بين‌ ما بگذارد. من‌ ودو برادر وسطي‌ام‌، حسن‌ و حافظ ازدواج‌كرده‌ايم‌ و محمد برادر بزرگ‌ و بهزاد برادركوچكم‌ مجرد هستند.     
   
با مشكلات‌ اخلاقي‌ بيگانه‌ است‌ 
    
يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ علي‌ دايي‌ اين‌ است‌ كه‌هيچ‌گاه‌ مشكل‌ اخلاقي‌ نداشته‌ است‌. مسئله‌اي‌ كه‌در سال‌هاي‌ اخير بين‌ فوتباليست‌ها، بسيار باب‌ بودو شايد سخت‌گيري‌ در انتخاب‌ همسر هم‌، ازدواج‌دايي‌ را عقب‌ انداخت‌، چرا كه‌ دايي‌ به‌ هر حال‌انسان‌ مشكل‌ پسندي‌ است‌ و بايد اين‌ واقعيت‌ راپذيرفت‌ ، اما اين‌ پرسش‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ چه‌ عاملي‌باعث‌ شد «دايي‌» اين‌ خانواده‌ را براي‌ ازدواج‌انتخاب‌ كند و دختر اين‌ خانواده‌ را به‌ همسري‌برگزيند. 
«متاسفانه‌ در اين‌ چند سال‌ نه‌ تنها در قشرفوتباليست‌ها، بلكه‌ در ديگر قشرهامون‌ چنين‌مسائلي‌ باب‌ بوده‌ است‌، اميدوارم‌ كه‌ ديگر شاهدچنين‌ مسائلي‌ نباشيم‌. بايد بگويم‌، خانواده‌ همسرم‌متعهد، تحصيلكرده‌ و با فرهنگ‌ هستند، آذري‌زبان‌ هستند و به‌ عقايد من‌ نزديك‌ مي‌باشند».
دايي‌ موافق‌ كار كردن‌ همسرش‌ نيست‌. اومي‌گويد تا زماني‌ كه‌ خودم‌ بتوانم‌ كار كنم‌، دوست‌ندارم‌، همسرم‌ كار كند; همين‌ كه‌ براي‌ من‌ يك‌شريك‌ زندگي‌ مناسب‌ باشد، برايم‌ كلي‌ ارزش‌دارد، دلم‌ مي‌خواهد در كارهاي‌ اقتصادي‌ با من‌هم‌ فكري‌ كند.
   
   
مهمانان‌ ويژه‌

يكي‌ از مهمانان‌ ويژه‌، دكتر «آصفي‌» سخنگوي‌وزارت‌ امور خارجه‌ و همچنين‌ «محمد دادكان‌»رييس‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ بود. دكتر آصفي‌ را ازسال‌ 1997 ميلادي‌ مي‌شناسم‌، وي‌ در كنارموقعيتي‌ كه‌ دارد، ‌ انسان‌ فوق‌العاده‌ خوبي‌است كه‌ من‌ افتخار آشنايي‌ با او را دارم‌، دراين‌ مدت‌ او يكي‌ از دوستان‌ خوب‌ من‌ بوده است‌.
   
   
براي‌ اولين‌ بار در يك‌ مهمان‌ خانوادگي‌

اولين‌ بار كه‌ همسرم‌ را ديدم‌، تفريبا يک سال پيش‌بود. در يك‌ مهماني‌ خانوادگي‌ با ايشان‌ آشنا شدم‌،دختر خاله‌ همسرم‌، دوست‌ نزديك‌ مادرم‌ است‌.خاله‌ او، همسايه‌ خاله‌ من‌ در اردبيل‌ بود، پسرخاله‌شان‌ همكلاسي‌ و دوست‌ صميمي‌ برادربزرگ‌ترم‌ بود و به‌ همين‌ خاطر شناخت‌ كاملي‌روي‌ اين‌ خانواده‌ داشتم‌.

آلبوم تصاویر جشن ازدواج علی دایی با حضور چهره های ورزش کشور ... کلیک کنید

منبع : خانواده سبز

نوشته شده توسط علیرضا در 18:35 | | لینک ثابت
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385
در پايان‌ ملاقات‌ دکتر بهرام‌ قديمى‌ مدير کل‌ تربيت‌بدنى‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامى‌ با على‌ دايي، کاپيتان‌ تيم‌ملى‌ به‌ سمت‌ مشاور تيم‌ فوتبال‌ دانشگاه‌ آزاد در ليگ‌ دسته‌ اول‌ منصوب‌ شد. البته‌ به‌ احتمال‌ زياد سيروس‌ دين‌محمدى‌ به‌ عنوان‌ دستيار اميرحسين‌ پيروانى‌ از اين‌ فصل‌ در کسوت‌ مربيگرى‌ ظاهر مى‌شود. مذاکراتى‌ نيز با ستار همدانى‌ براى‌ پوشيدن‌ پيراهن‌ اين‌ تيم‌ انجام‌ گرديد. دکتر قديمى‌ پيرامون‌ علت‌ حضور دايى‌ در تيم‌ دانشگاه‌ آزاد اظهار داشت: به‌ هر حال‌ دايى‌ جزو دانشجويان‌ ما و بزرگان‌ فوتبال‌ کشور است‌ و اميدواريم‌ تجربياتش‌ به‌ موفقيت‌ تيم‌ دانشگاه‌ آزاد کمک‌ کند.
 
خبرورزشی
نوشته شده توسط علیرضا در 3:34 | | لینک ثابت
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385

* نظر شما درباره‌ي دايي چيست؟ فكر مي‌كنم در اين شرايط بتوانيد با بي‌طرفي درباره‌ي كاپيتان ايران در جام جهاني قضاوت كنيد.

- من از دايي استفاده مي‌كردم چون به شيوه‌ي بازي او احتياج داشتم. علي در نيمه‌ي اول بازي با مكزيك و نود دقيقه‌ي بازي با آنگولا موثر بود و خوب بازي كرد. البته در لحظاتي از جام او هم مثل بعضي از بازيكنان ديگر ضعيف بود.

* هم اكنون به نظر شما شخص دايي يا مديران تيم ملي چه تصميمي درباره‌ي آينده مي‌توانند بگيرند. آيا از لحاظ فني زمان خداحافظي كاپيتان ايران فرا نرسيده است.

- اين تصميم را دايي بايد بگيرد يا هر كس كه مربي او مي‌شود. اما اگر دايي و گل محمدي از تيم ملي جدا شوند بازيكنان جوان‌تري هستند كه استعداد خوبي دارند و در آينده مي‌توانند جاي آنها را پر كنند.

* به هر حال مردم نه تنها از نتايج بلكه از عملكرد تيم ناراضي هستند. آنها از دست شما كه مربي تيم ملي‌شان بوديد و تصميمات‌تان عصبي شده بودند.

- نمي‌دانم چرا مردم از دست من عصباني هستند. البته نقش رسانه‌ها را نمي‌توانم ناديده بگيرم. مشكلات ما از يك سال پيش شروع شد. مساله‌ي ناراحتي مردم و رسانه‌ها بازي كردن دايي نبود. از يك سال پيش مرتب به دلايل گوناگون به من فشار مي‌آوردند. آنها غير از دايي بازيكنان ديگري را هم نشانه مي‌گرفتند. بازيكناني كه دعوت مي‌شدند يا دعوت نمي‌شدند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در 13:46 | | لینک ثابت
سه شنبه سیزدهم تیر 1385

مجيد جلالي: بايد با دايي صحبت كنم / ذهنيت خوبي از كار كردن با او دارم

مجيدجلالي در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: تاكنون صحبتي درباره‌ي جذب دايي نكرده‌ايم و من هم اسم او را به باشگاه نداده‌ام. معتقدم كه دايي در سطح باشگاهي مي‌تواند يك سال ديگر در بالاترين سطح بازي كند و اگر بخواهد سال آينده از فوتبال كنار برود، اين كنار رفتن در اوج خواهد بود.

وي افزود: اگر بخواهيم كه دايي را جذب كنيم من بايد حتما او را ديده و با وي صحبت كنم تا از وضعيت و انگيزه‌اش به طوركامل مطلع شوم. زماني كه من در صباباتري بودم، با دايي هيچ مشكلي نداشتم و در دوره‌ي چهار ماهه‌ي فعاليتم او يكي از منظم‌ترين بازيكنان بود و در ديدار نهايي جام حذفي به دليل شرح وظيفه‌اي كه به او دادم، تاثير فراواني در قهرماني ما داشت. در آن ديدار به دايي گفته بودم، ‌در اين شرح وظيفه تو به گل نمي‌رسي اما، از فضاي پشت تو، ديگر بازيكنان در موقعيت گلزني قرار مي‌گيرند. هر چند او هميشه ولع گلزني دارد اما، اين مساله را به راحتي پذيرفت و با بازي خوبش يكي از مسببان قهرماني صباباتري شد.
جلالي تصريح كرد: حتي ده سال پيش زماني كه در تيم نيروهاي مسلح بودم، از دايي ذهنيت بسيار خوبي دارم اما، همانطور كه گفتم هنوز با او براي پيوستن به پاس صحبت نكرده‌ام.


لس آنجلس گالاكسي پيشنهاد به علي دايي را تكذيب كرد

باشگاه لس آنجلس گالاكسي خبر پيشنهاد به علي دايي، كاپيتان تيم ملي ايران را تكذيب كرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پاتريك دانالي، مدير بخش ارتباطات لس آنجلس گالاكسي به سايت كنفدراسيون فوتبال آسيا گفت:« ما هيچ پيشنهادي به دايي نداده‌ايم و تا به حال با او مذاكره‌اي هم نكرده‌ايم.»

بعد از حذف ايران از جام جهاني خبرهايي درباره‌ي پيشنهاد لس آنجلس گالاكسي به مهاجم سي و هفت ساله‌ي ايران كه صد و نه گل براي تيم ملي زده و ركورددار گل زده‌ي ملي جهان است مطرح شده بود كه تا كنون هرگز از سوي شخص دايي تاييد يا تكذيب نشده است.

به هر حال اين باشگاه آمريكايي هر گونه احتمال قرارداد را با هر بازيكن ايراني يا علي دايي رد مي‌كند. پاتريك دانالي افزود: «من اين موضوع را براي بررسي دقيق‌تر با الكسي لالاس، مدير باشگاه و فرانك يالوپ، مربي تيم نيز در ميان گذاشته‌ام اما، نه مذاكره‌اي انجام شده و نه پيشنهادي داده شده، بنابراين در اين شرايط احتمالي براي بستن قرارداد وجود نخواهد داشت.»

AFC مي‌نويسد دايي نزديك به دوازده سال است كه براي تيم ملي بازي مي‌كند و تاكنون يكصد و چهل و هفت بار با پيراهن ايران به ميدان رفته است. سال‌هاي آخر حضور دايي و بويژه دو بازي او در جام جهاني اخير با انتقاد طرفداران و رسانه‌هاي جهان روبرو شد و او را در موقعيت تازه‌اي قرار داد.

بازيكن سال 2000 آسيا پس از پايان قراردادش با صباباتري تهران براي فصل آينده هنوز با باشگاه ديگري به توافق نرسيده است.


دايي: حرف‌هاى‌ زيادى‌ براى‌ گفتن‌ دارم‌ آنهايى‌ که‌ مرا تخريب‌ کردند به‌ خدا واگذار مى‌کنم‌

عملکرد ضعيف‌ على‌ دايى‌ در ديدار مقابل‌ مکزيک‌ واکنش‌هاى‌ بسيار منفى‌ در ميان‌ جامعه‌ فوتبال‌ و اهالى‌ خبره‌ فوتبال‌ در پى‌ داشت‌ به‌ گونه‌اى‌ که‌ موجب‌ اعتراض‌ همه‌جانبه‌ به‌ کاپيتان‌ تيم‌ملى‌ گرديد تا وى‌ در ديدار با پرتغال‌ به‌ بهانه‌ مصدوميت‌ از روى‌ نيمکت‌ نظاره‌گر بازى‌ باشد حضور او در بازى‌ با آنگولا هم‌ نتوانست‌ انتظارات‌ مردم‌ را از کاپيتان‌ تيم‌ملى‌ برآورده‌ کند شايد اين‌ اعتراضها کاپيتان‌ را برآن‌ داشت‌ تا پس‌ از حذف‌ تيم‌ملى‌ از آلمان‌ به‌ جاى‌ همراهى‌ کردن‌ تيم‌ملى‌ به‌ آمريکا برود به‌ هر حال‌ حرفهاى‌ جديد کاپيتان‌ تيم‌ملى‌ فوتبال‌ کشورمان‌ را مى‌خوانيم.
او ابتدا گفت: پيرامون‌ اتهامات‌ و مسائلى‌ که‌ در جام‌جهانى‌ اتفاق‌ افتاد حرف‌هاى‌ زيادى‌ براى‌ گفتن‌ دارم‌ که‌ ظرف‌ روزهاى‌ آينده‌ عنوان‌ خواهم‌ کرد.
دايى‌ افزود: در طول‌ مسابقات‌ جام‌جهانى‌ عده‌اى‌ به‌ هر بهانه‌اى‌ سعى‌ در تخريب‌ من‌ داشتند هر چند اين‌ مسئله‌ اتفاق‌ تازه‌اى‌ نبود و پيش‌ از اين‌ هم‌ بارها شاهد تکرار اينگونه‌ تخريب‌ها بودم‌ ولى‌ اين‌ بار اين‌ حملات‌ با ناجوانمردى‌ تمام‌ و با خصومت‌ و کينه‌توزى‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ واقعاً‌ به‌ دور از برخورد منصفانه‌ با يک‌ بازيکن‌ تيم‌ملى‌ بود.
دايى‌ افزود: تمام‌ افتخارات‌ ورزشى‌ام‌ را مديون‌ لطف‌ خدا بوده‌ام‌ و در طول‌ زندگى‌ همواره‌ در سخت‌ترين‌ شرايط‌ به‌ خدا توکل‌ کرده‌ام‌ چرا که‌ اعتقاد دارم‌ اين‌ خداست‌ که‌ به‌ انسان‌ عزت‌ و بزرگى‌ مى‌دهد.
دايى‌ گفت: در طول‌ يک‌ ماه‌ گذشته‌ تهمت‌ و اتهامات‌ زيادى‌ عليه‌ من‌ مطرح‌ شد که‌ واقعاً‌ به‌ دور از انصاف‌ و واقعيت‌ بود اميدوارم، آنهايى‌ که‌ چنين‌ تخريب‌هايى‌ را انجام‌ دادند بتوانند در پيشگاه‌ خدا پاسخگوى‌ اعمال‌ و رفتارشان‌ باشند.
وى‌ درخصوص‌ شايعه‌ حضورش‌ در تيم‌ پاس‌ گفت: من‌ با آقاى‌ صاحبى‌ سابقه‌ رفاقت‌ چندين‌ ساله‌ دارم‌ و ارتباط‌ ما تنها رابطه‌اى‌ دوستانه‌ است‌ اما تاکنون‌ هيچ‌ مذاکره‌اى‌ در مورد فصل‌ آينده‌ با هيچ‌ تيمى‌ انجام‌ نداده‌ام.

خبرورزشی

نوشته شده توسط علیرضا در 23:51 | | لینک ثابت
سه شنبه سیزدهم تیر 1385

اين روزها شايعه‌هايي مبني بر حضور علي دايي در تيم پاس شنيده مي‌شود، اين در حالي است كه قائم مقام اين باشگاه گفت: شخصا به دايي علاقه مندم اما، هنوز با او هيچ مذاكراه‌اي نداشته ايم.

احمد صاحبي در گفت وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا )، اظهار كرد: جلالي دايي را قبول دارد اما، او هنوز چيزي درباره‌ي جذب دايي به ما نگفته و ما هم تا به حال با او مذاكره‌اي نداشته ايم، هر چند كه سه سال است ما با دايي در ارتباط بوده و با او صحبت كرده ايم اما، باشگاه پاس اصولي دارد كه همواره به آن پايبند هستيم و به دور از هر گونه حاشيه اي با همه‌ي بازيكناني كه شرايط لازم را داشته باشند صحبت مي‌كنيم،‌ دايي براي فوتبال ما زحمات زيادي كشيده و ما بايد قدر او را بدانيم، همچنان كه دايي بايد قدر اين مملكت و مردمش را بداند.

متن کامل

نوشته شده توسط علیرضا در 2:7 | | لینک ثابت
یکشنبه یازدهم تیر 1385
 
على‌ دايى‌ پس‌ از پايان‌ رقابت‌هاى‌ جام‌جهانى‌ راهى‌ آمريکا شد و احتمال‌ دارد فوتبال‌ خود را با حضور در يک‌ تيم‌ آمريکايى‌ دنبال‌ کند. در همين‌ خصوص‌ شايعه‌ شده‌ که‌ وى‌ عليرغم‌ قرارداد با باشگاه‌ صباباترى‌ دست‌ به‌ چنين‌ اقدامى‌ زده‌ است!
البته‌ عباس‌ مرادى‌ قائم‌مقام‌ باشگاه‌ صباباترى‌ با رد اين‌ خبر مى‌گويد: قرارداد دايى‌ با صباباترى‌ تمام‌ شده‌ و او بازيکن‌ آزاد محسوب‌ مى‌شود. صباباترى‌ متمايل‌ است‌ تا وى‌ را همچنان‌ حفظ‌ کند اما به‌ نظر مى‌رسد که‌ دايى‌ قصد دارد فوتبال‌ خود را در خارج‌ از ايران‌ دنبال‌ کند. از سوى‌ ديگر شايعه‌ شده‌ که‌ فرهاد کاظمى‌ مايل‌ نيست‌ از وجود دايى‌ استفاده‌ کند در حالى‌ که‌ چنين‌ خبرى‌ اصلاً‌ صحت‌ ندارد.
مرادى‌ در ادامه‌ با تأکيد بر زحمات‌ فراوانى‌ که‌ على‌ دايى‌ براى‌ فوتبال‌ ايران‌ کشيده، تصريح‌ کرد: او يک‌ سرمايه‌ ملى‌ است‌ و نبايد چنين‌ بازيکن‌ بزرگى‌ را از دست‌ بدهيم. برخى‌ مواقع‌ در مورد او اظهارنظرهايى‌ صورت‌ مى‌گيرد که‌ کمال‌ بى‌انصافى‌ است.
همچنين‌ در خصوص‌ اختلاف‌ على‌ دايى‌ و محمدحسين‌ ضيايى‌ هم‌ بايد تأکيد کنم‌ که‌ اين‌ دو هرگز باهم‌ مشکلى‌ نداشته‌اند.
قائم‌مقام‌ صبا در ادامه‌ قرارداد يحيى‌ گل‌محمدى‌ با اين‌ باشگاه‌ را هم‌ خاتمه‌ يافته‌ تلقى‌ کرد و گفت: يحيى‌ ديگر با ما قرارداد ندارد و تصميم‌گيرى‌ در مورد ماندن‌ يا رفتن‌ او از صباباترى‌ برعهده‌ خودش‌ است. البته‌ ما آمادگى‌ داريم‌ تا بهترين‌ شرايط‌ را براى‌ انجام‌ بازى‌ خداحافظى‌ يحيى‌ فراهم‌ نماييم‌ تا اين‌ بازيکن‌ بزرگ‌ به‌ صورت‌ باشکوهى‌ با ميادين‌ فوتبال‌ وداع‌ کند.
 
خبرورزشی
نوشته شده توسط علیرضا در 13:21 | | لینک ثابت
یکشنبه چهارم تیر 1385

در طي دو هفته برگزاري رقابت‌هاي جام جهاني 2006 آلمان داستان‌ها و حرف و حديث‌هاي فراواني بر زبان‌ها جاري شده است. جريان رونالدوي فربه روز به روز وارد جزييات جديدتري مي‌شد. آمادگي دوباره وين روني معضل نسبتا بزرگي در قياس با مشاجره‌هاي تونس به شمار مي‌آمد و جهانيان به حال زين‌الدين زيدان طلسم شده افسوس خوردند. چه كسي سريع‌تر از ديويد ادنكور بود؟

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، merkur -online در گزارشي جالب و كوتاه به بررسي رخدادهاي حاشيه‌اي جام جهاني پرداخته است. در اين گزارش به علي دايي و رسول خطيبي هم اشاره شده است. merkur -online نوشت:

علي دايي:

او فصل 99 - 1998 را در بايرن توپ زد. اما در حضور جيوواني البر و كارستن يانكر راه به جايي نبرد. با اين حال انساني پاك، شريف و با محبت به شمار آمد. (اين گفته‌اي است از اتمار هيتسفلد). او در زمان خودش تنها بازيكن «سيبيلو» بوندس‌ليگا بود. علي دايي اين بازيكن ايراني در ميان تعجب همگان هنوز هم پا به توپ در زمين حضور دارد. اگرچه او ديگر آن بازيكن لاغر و البته قوي و متخصص در ضربه‌هاي سر نيست و تا حدودي چاق شده است و ديگر نشاني از روزهاي اوجش ندارد. او بسيار خودخواهانه درباره‌ي بازي در جام جهاني به عنوان بازيكن اصلي پافشاري كرد. او سي و هفت ساله است و مخل بازي تيمش بود. خودخواهي دايي، «تيم قرن» ايراني‌ها را راهي خانه كرد.


سرمربي‏، مربي و كاپيتان تيم ملي كشورمان همراه تيم ملي به ايران نيامدند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در حالي كه شب گذشته كاروان تيم ملي كشورمان وارد ايران شد وحيد هاشميان‏، مهدي مهدوي‌كيا، فريدون زندي و رحمان رضايي بازيكنان لژيونر تيم ملي ايران به كشور بازنگشته و براي شركت در تمرينات تيم‌هايشان عازم آلمان و ايتاليا شدند.

برانكو ايوانكوويچ، سرمربي تيم ملي نيز به همراه خانواده خود به كرواسي رفت. حسين فركي مربي تيم ملي نيز همچنان در آلمان حضور دارد. علي دايي كاپيتان تيم ملي كشورمان نيز به همراه همسر خود به آمريكا رفت.

گفتني است؛ اعضاي تيم ملي فوتبال كشورمان پس از حذف از دور مقدماتي جام جهاني 2006 آلمان ساعت 1 بامداد امروز (شنبه) به ايران آمدند.

منبع : ایسنا

نوشته شده توسط علیرضا در 0:33 | | لینک ثابت
پنجشنبه یکم تیر 1385

علي دايي مهاجم تيم ملي فوتبال ايران برنامه‌هاي زيادي در سر دارد. او با وجود 37 سال سن هنوز هم به پايان راه نمي‌انديشد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، علي دايي در گفت‌وگو تفصيلي و متفاوت با با اسپورت بيلد از ناگفته‌هايي گفت كه درآينده‌ بدنبال تحقق آنها است:

* آقاي دايي شما با 37 سال سن يكي از سه بازيكن قديمي جام جهاني به شمار مي‌رويد، آيا اين جام جهاني پايان باشكوهي براي فعاليت‌هاي ورزشي شما است؟

- براي چه پايان. طبيعي است كه پايان فعاليت‌هاي ورزشي من رفته رفته نزديك مي‌شود؛ اما، تا زماني كه احساس كنم آمادگي دارم و مي‌توانم به پايان راه نمي‌انديشم. شايد حتي در جام جهاني بعد يعني 4 سال آينده نيز بازي كنم.

* در 41 سالگي؟

- سولدو در بوندسليگا با وجود 40 سال سن هنوز هم بازي مي‌كند و خوب و هم بازي مي‌كند.

* آيا شما هنوز هم رخدادهاي بوندسليگا را پيگيري مي‌كنيد؟

- طبيعتا. هر چه باشد من 7 سال پيش به عنوان نخستين ايراني با يك تيم آلماني قرارداد بستم و از اين موضوع به خودم افتخار مي‌كنم.

* و اكنون در تيم ملي ايران، مهدوي‌كيا، هاشميان، زندي و كريمي چهار بازيكن بوندسليگايي هستند؟

- آن روزها من همانند يك پل راه بازيكنان ايران را به فوتبال اروپا گشودم، اين يك گام بسيار بلند بود.

* و گامي درست؟

- به هر حال چه در بيله فلد، بايرن يا هرتا فرقي نمي‌كند در هر سه باشگاه من مطالب بسيار بسيار زيادي فرا گرفتم.

* آيا هنوز هم با باشگاه‌هاي پيشين خود تماس داريد؟

- بله. با ديترهوينس مدير فني هرتا ارتباط دارم. ضمن آنكه از شهر بارلين هم خوشم مي‌آيد حتي يك خانه هم در آنجا دارم.

* آيا شما آن را اجاره داده‌ايد؟

- خير، من آنجا زندگي مي‌كنم. زماني‌كه در برلين هستم در آنجا اقامت مي‌كنم. شايد دو تا سه بار در سال به آنجا مي‌روم. گه‌گاه هم براي كارهاي تجاري به آنجا مي‌روم.

* كارهاي تجاري؟

- بله، من در كنار فوتبال با برادرم در تهران يك توليدي ورزشي را هم اداره مي‌كنيم. امتياز طراحي و توليد لباس‌هاي تيم‌هاي ملي در اختيار ماست. پوما تنها وظيفه تدارك لباس‌هاي تيم ملي ايران را براي جام جهاني برعهده دارد.

* فوتبال يا تجارت، شما از كدام راه درآمد بيشتري بدست مي‌آوريد؟

- فرق چنداني ندارد، تجارت هم به خوبي پيش مي‌رود.

* پس شما راه خود را براي زماني كه ديگر بازي نخواهيد كرد، انتخاب كرده‌ايد؟

- بله من برنامه‌هاي بسياري در سر دارم.

* به عنوان مثال؟

- من تحصيل كرده مهندسي هستم و مي‌خواهم پس از جام جهاني رساله‌ي دكتراي‌ام را دررشته ورزش بنويسم.

* به چه منظور اين كار را مي‌كنيد؟

- هيچ. فقط براي خودم و براي تاييد دانسته‌هاي خودم.

* آيا برنامه‌هاي ديگري هم وجود دارد؟

- من دوست دارم سرمربي شوم. مي‌خواهم در آلمان براي اين كار آموزش ببينم. چرا كه آلمان در سرتاسر جهان يكي از بهترين مكان‌ها براي اين منظور است.

* آيا مي‌توانيد تصور كنيد كه روزي به عنوان سرمربي يكي از تيم‌هاي حاضر در بوندسليگا مشغول به كار باشيد؟

- چرا كه نه. با اين حال من فرصت‌هاي زيادي را پيش رو دارم.

* از جمله نشستن روي نيمكت تيم ملي ايران؟

- (با تاييد سر)، بايد صبر كرد.

* آيا شما در كشور خودتان يك نماد فرهنگي همانند آنچه كه فرانتس بكن باوئر در آلمان هست به شمار مي‌رويد؟ بسياري از ورزشكاران گذشته ازمحبوبيت‌شان استفاده مي‌كنند تا در سياست به جايي برسند؟

- من هرگز چنين كاري نخواهم كرد. به سياست علاقه‌اي ندارم؛ دوست دارم به عنوان يك بازيكن فوتبال سفير سرزمين خود باشم.

* اكنون درباره‌ي ايران دركشور آلمان عقايد متفاوتي وجود دارد، آيا چنين چيزي براي شما پذيرفتني است؟

- در جامعه شما عقايد بسيار غلطي درمورد سرزمين من وجود دارد. ما در تهران در كوه‌ها زندگي نمي‌كنيم، بلكه سرزمين من فرهنگ و سنتي بزرگ را در گذشته‌اش دارد. هر كسي يك بار در ايران بوده است مطمئنم كه در اين باره تصورات ديگري دارد.

* چرا؟

- چرا كه ما مهمان نواز هستيم. فوتبال در اين خصوص نمونه‌ي خوبي است، بازيكنان ما در بوندسليگا هيچ مشكلي ندارند و در آنجا بسيار راحت هستند. من در آلمان دوستان بسيار خوبي دارم.

* آيا فكر مي‌كنيد كه در آينده هم بازيكنان بيشتري از ايران راهي اروپا شوند؟

- در اين مورد مطمئن هستم. رضايي در ايتاليا بازي مي‌كند، خطيبي در آستانه‌ي پيوستن به تنريف اسپانيا قرار دارد. استعدادهاي زيادي داريم كه در سر رويايي حضور در بوندسليگاي آلمان را مي‌پرورانند.

* نظر شما درباره عملكرد كلينزمن؛ سرمربي تيم ملي آلمان چيست؟

- او ايدئولوژي خاص خودش را دارد و به درستي مي‌داند كه جايگاهش كجاست. از اينكه كلينزمن راه خود را مي‌پيمايد بسيار خوشم مي‌آيد.

* آيا شما تصور چنين آلماني را داريد؟

- كلينزمن تغييرات زيادي داشته است و تيمش را بسيار جوان كرده است، مشكلات آغازين در اين ميان از بين رفته‌اند.

* يك فوتباليست يا يك تاجر موفق؛ علي دايي، زندگي شخصي‌اش را چگونه مي‌بيند.

- من از دو سال پيش با مونا همسرم ازدواج كردم.

* فرزند؟

- بعدا، حتما. اكنون چيز‌هاي ديگري در سر دارم.

منبع : ایسنا

نوشته شده توسط علیرضا در 4:32 | | لینک ثابت