خبر ورزشی - علي دايي بدون شک يکي از اسطورههاي فوتبال ايران و حتي آسياست که نزد فيفا از جايگاه فوقالعادهاي برخوردار است. وي که عضو کميته فني فدراسيون بينالمللي فوتبال است، نماينده يونيسف در ايران نيز هست. وي همواره در کارهاي خيرخواهانه نيز حضوري فعال دارد. چندي پيش دايي درصدد راهاندازي کانون کودکان بيسرپرست در اردبيل بود.
در حالي که شهريار فوتبال ايران مدتي را در آلمان به سر ميبرد، شايعات پيرامون حضور او در تيمهاي مختلف شنيده شده است.
ديروز فرصتي دست داد تا دقايقي در خصوص مسائل مختلف با دايي حرف بزنيم. البته سر مربي سابق تيم ملي فعلا تمايل چنداني به مصاحبه ندارد و آن را به فرصت مناسب تري موکول ميکند. گفتوگوي کوتاه «خبر وزرشي» را بخوانيد:
ـ علي آقا داستان تيم پيکان چيست؟
پيکان ديگه چيه؟! اين هم از آن خبرهاست.
ـ مگر مذاکرهاي نداشتهايد؟
من اصلا نميدانم راجع به چي حرف ميزنيد.
ـ گفته شده شما ميخواهيد پيکان را بخريد.
من اصلا روحم از اين مسأله بيخبر است، چه برسد به خودم. متأسفانه هر روز يک خبر دروغ در مورد من نوشته ميشود. من اصلا حال و حوصله ورود به اين کارها را ندارم و فعلا سرگرم رتق و فتق کارهاي خودم و استراحت هستم.
ـ راستي قضيه نيوکاسل چه بود؟
البته از يک کانال صحبتهايي به صورت غيرمستقيم شده بود، اما گفتم من فعلا کارهاي ديگري دارم و دوست ندارم به فوتبال وارد شوم!
ـ برخي کارشناسان معتقدند با عوض شدن دايي، تيم ملي فرقي نکرد و ما با مربي جديد هم نتوانستيم به جام جهاني برويم.
البته مربي جديد يک جوري با من فرق داشت.
ـ چه فرقي؟
به ايشان هر چه ميگفتند، در جواب «چشم» ميگفت. بالاخره همين خود يك فرق اساسي و بزرگ است، اما همه ميدانند من در کارم به کسي اجازه دخالت نميدادم.
ـ البته چندي پيش مجيد جلالي هم در مصاحبه با خبر ورزشي گفته بود دايي با جسارت دست به جوانگرايي زد اما اين کار نيمه تمام ماند. به هر حال من بر اساس اعتقاداتم يکسري کارها انجام دادم، البته در شرايط فعلي ترجيح ميدهم حرفي نزنم تا در يک زمان مناسب حرفهاي ناگفته را بگويم.
ـ قضيه خريد تيم دسته اولي براي اردبيل توسط شما هم شايعه است؟
بله دقيقا، من هيچ صحبتي در اين زمينه نيز با کسي نداشتم، اصلا ايران نبودم که چنين مذاکراتي داشته باشم
حسين قدوسي: بازيكناني كه بعد از بركناري علي دايي در تركيب اصلي تيم ملي ايران مقابل كره شمالي به ميدان رفتند در زمره كم اثر ترين و پراشتباه ترين شاگردان افشين قطبي بودند. علي كريمي كه اختلافات او با علي دايي و عدم حضورش در ديدارهاي قبلي تيم ملي به بحث تمام نشدني محال فوتبال ايران تبديل شده بود در پيونگ يانگ كم اثرترين و كم كارترين بازيكن ميدان بود. كريمي به عنوان هافبكي كه قرار بود پشت سر وحيد هاشميان انجام وظيفه كند در اين ديدار كم اثر ظاهر شد و به جز پاسي كه براي مهدي مهدوي كيا ارسال كرد تاثير خاص ديگري در حملات ايران روي دروازه حريف نداشت. او حتي نسبت به روزهاي خوبش در تيم پرسپوليس هم فاصله بسيار زيادي داشت و ثابت كرد كه ديگر نمي توان با اين شرايط روي او به عنوان بازيكن نود دقيقه اي حساب باز كرد.
محمد نصرتي در دفاع چپ پر اشتباه ترين بازيكن تيم ملي بود كه كره اي ها در سايه ضعف او توانستند حملات خطرناكي را روي دروازه تيم ملي تدارك ببينند. او نسبت به ستار زارع كه در زمان علي دايي مدافع چپ تيم ملي بود عملكرد ضعيف تري داشت. در ميانه ميدان هم پژمان نوري يا آندرانيك تيموريان بهتر از حسين كاظمي نبودند. از سويي ديگر معلوم نبود چرا افشين قطبي بيش از 38 دقيقه از مسعود شجاعي در تركيب اصلي بهره برد. شجاعي كه 5 روز قبل از بازي ايران- كره تيم اوساسونا را در يك بازي پر فشار و حساس مقابل رئال مادريد همراهي كرده بود به واسطه آسيب ديدگي نتوانست در تمرينات تيم ملي در روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه پا به توپ شود، او به واسطه خستگي مفرط و تنها يك تمرين نصف و نيمه با ساير ملي پوشان از اغاز بازي نشان داد كه اصلا در فرم مطلوبي به سر نمي برد و حساب كردن روي او اشتباه بزرگي خواهد بود. شجاعي در حالي در سمت چپ خط مياني بازي كرد كه در تيم اوساسونا به عنوان هافبك راست انجام وظيفه مي كند. قطبي اما 38 دقيقه به شجاعي در سمت چپ دل بست تا محمدرضا خلعتبري كه آماده ترين بازيكن اين روزهاي فوتبال ايران است فرصت چنداني براي خودنمايي و استفاده از تكنيك خوب اش نداشته باشد. مهدي مهدوي كيا هم فقط در نيمه اول عملكرد خوب داشت و در 45 دقيقه دوم هيچ تاثيري در امور هجومي نداشت تا عدم تعويض او و علي كريمي در 30 دقيقه پاياني سوالاتي را به ذهن متبادر كند.
نقطه اوج نااميدي اما وحيد هاشميان بود كه ظاهرا فوتبال ايران بي دليل ازا و انتظار گلزني دارد. مهاجمي كه در فصل 2008-2009 بوندس ليگا فقط يكبار گلزني كرده و در سال هاي اخير نتوانسته مهره قبال اتكايي در تورنمنت هاي بين المللي (جام جهاني، جام ملت هاي آسيا و مقدماتي جام جهاني) براي باز كردن دروازه حريفان باشد در پيونگ يانگ نيز ثابت كرد كه اميدوار بودن به گلزني او اشتباه بزرگي است كه مربيان تيم ملي به واسطه تجربه و نام بزرگ او مرتكب مي شوند. هاشميان در اين بازي هم با رفتن به كناره ها و حضور در جمع هافبك ها نشان داد كه عادت بد خود را هنوز ترك نكرده و مي خواهد به هر نوعي كه شده نشان دهد در زمين حضور دارد. علاوه بر اين نبايد فراموش كرد كه هاشميان هم مي تواند دفاعيه اي به نام «عدم تغذيه مناسب از سوي هافبك ها» را مطرح كند بايد گفت افشين قطبي هم نتوانست مشكل گلزني تيم ملي و خلق موقعيت ها را از اين بين ببرد.
شاگردان افشين قطبي و به ويژه آنهايي كه بعد از بركناري دايي به تركيب اصلي تيم ملي راه يافتند ديروز ثابت كردند كه علي دايي چندان هم درباره اين نفرات اشتباه نكرده است. تيم ملي در بازي با كره شمالي از هيجان و طراوت لازم براي كسب سه امتياز به دور بود و احتياط بيش از حد ملي پوشان و تمايل براي پياده كردن اين استراتژي كه «گل نخوريم، گل مي زنيم» چيزي نمانده بود كه منجر به اجراي اين قانون شود كه «گل نزني، گل مي خوري»! با اين اوصاف باز هم جاي شكرش باقيست كه سيدمهدي رحمتي با نمايش عالي خود در سه نوبت مانع از فروپاشي دروازه اش شد تا تيم ملي ايران براي صعود به جام جهاني دلخوش به اما و اگرها و حماسه سازي در مرحله پلي اف باشد!
سايه دايي، بالاي سر تمام ليگ نهم است. او را مي توان آلترناتيو درجه يک سرمربياني دانست که امروز با عقد قرارداد تازه يا تديد قرارداد قبلي شان روي نيمکتهاي ليگي نشسته اند و آن را منزل جاودانه خود مي دانند! فراموش نکنيم اعتماد به دايي - حتي دايي به تنهايي خزيده- کار دشواري نيست و عمدتاً به موفقيت مي انجامد.
1 ) بتدريج به روزهاي آغاز ليگ نهم حرفه اي نزديک مي شويم و تيمها، صاحبان نيمکت خود را مي شناسند. با توجه به مسايل پيش آمده براي تيم ملي و موفقت تلويحي فدراسيون فوتبال با تمديد قرارداد افشين قطبي، نيمکت آن تيم را نيز بايد متعلق به جناب امپراتور دانست.
به نوشته قدس؛ رفته رفته چيدمان مربيان فوتبال ايران براي فصل جديد
فوتبالي روشن مي شود و ما البته هر چه چشم مي دوانيم، جاي يک نفر را خالي
مي بينيم؛ علي دايي!
2 ) مشهورترين ستاره تاريخ فوتبال ايران، در عالم سرمربيگري سرگذشت عجيبي
يافت. او تنها هشت ماه پس از آنکه عملاً گام به اين اقليم گذاشت، در کمال
ناباوري توانست قهرماني ليگ برتر را با سايپا جشن بگيرد.
پس از آن و به رغم مخالفت کارشناسان، شهريار در دام بي تدبيري هاي
فدراسيون فوتبال گرفتار شد تا در اوج خامي و جواني، هدايت تيم ملي را
بپذيرد؛ آنچه وي را نابود کرد. در واقع علي دايي از سرنوشت تلخ امير قلعه
نويي درس نگرفت تا راهي را که سرمربي پيشين استقلال پيمود و ناکام ماند،
شخصاً طي کند و ديگر بار طعم شکستي جديد را بچشد.
بعد از کنايه هاي بي پايان و ملامتهاي تلخ نوروزي هواداران فوتبال خطاب به
علي دايي، او کنج عزلت را برگزيد تا براي ماه هاي طولاني، حتي يک خط خبر
فوتبالي هم از وي وجود نداشته باشد. در حال حاضر ستاره فروزان فوتبال
ايران که «شايد» مي توانست در وادي مربيگري هم استعداد مشابهي داشته باشد،
به انزوا رفته و اين محصول سؤ تدبير توأمان خودش و زعماي تشکيلات فوتبال
ايران است. اما آينده چه خواهد شد؟
3 ) ما علي دايي را مي شناسيم. او اهل سازش با شکست نيست. با شکوه ترين
فصلهاي کتاب بازيگري شهريار، درست مقارن است با مقاطعي که بشدت از وي
انتقاد مي شده و سخن از «پايان دايي» به ميان مي آمده است.
بارها او را ديده ايم که از شکست، پلي بلند به سوي پيروزي زده و در هجمه
ناملايمت ها، مفقود و محزون نشده است. اوج اين داستان، بيرون آمدن علي
دايي از پيله تنهايي اش بعد از ناکامي در جام جهاني 2006 بود؛ جايي که
ناگهان در کسوت مربي- بازيکن در سايپا به چنان موفقيت خيره کننده اي رسيد
که حتي برخي از مخالفان ديرينه اش مجبور به کرنش در برابر او شدند.
همه اينها، يعني آنکه نبايد تصور کرد سکوت امروز شهريار به درازا مي
انجامد و او را به اين زودي ها در سطح اول فوتبال کشور نخواهيم ديد.
4 ) سايه دايي، بالاي سر تمام ليگ نهم است. او را مي توان آلترناتيو درجه
يک سرمربياني دانست که امروز با عقد قرارداد تازه يا تمديد قرارداد قبلي
شان روي نيمکتهاي ليگي نشسته اند و آن را منزل جاودانه خود مي دانند!
فراموش نکنيم اعتماد به دايي - حتي دايي به تنهايي خزيده- کار دشواري نيست
و عمدتاً به موفقيت مي انجامد.
غير از تجربه تيم ملي که حقيقتاً با شکست همراه بود و ريشه اش را بايد در
ديوان نقص اداري فوتبال ايران و البته ديوانسالاراني که هيچ گاه حاضر
نشدند عجيب گماردن شهريار روي آن نيمکت را توضيح بدهند، جستجو کرد. در
باقي موارد نام دايي تکيه گاه مطمئني براي مديران بوده و هيچ چيز عجيبي
نيست که عده اي از آنها بخواهند در خلال ليگ تازه، اين نقطه اتکا را
دوباره بيازمايند.
با شناختي که از دايي داريم، مي دانيم اين ماه هاي دوري، صرف نفسگيري و
تجربه اندوزي اش مي شود تا او در بازگشت دوباره اش با نيرويي افزون تر به
ميدان گام بگذارد. حواس همه سرمربي ها به اين آلتر نا تيو قلدر باشد!
هومن افاضلي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، اظهار داشت: ناكامي تيم ملي ميتواند دلايل متعددي داشته باشد. يكي از دلايل، ساختاري است كه در كوتاه مدت قابل حل كردن نيست. فردي هم وجود ندارد كه بخواهد با برنامهاي كه ارائه ميكند، آنها را حل كند.
وي ادامه داد: در تاريخ 80 ساله جام جهاني، ايران فقط در 3 دوره حضور داشته است. اين معنايش اين است كه اشكالات فراواني داريم. هميشه خود به خود برخي بازيكن نخبه گردهم جمع شدهاند يا يك مربي برنامهريز آمده و برخي مسائل فراهم بود، تيم به جام جهاني رفت؛ در غير اينصورت، در اين زمينه هيچ موقع موفق عمل نكرديم.
آناليزور سابق تيم ملي با اشاره به اينكه با تعويض دايي مخالف بودم، گفت: از فرصتهاي مقطعي هم خوب استفاده نميكنيم. دايي در اوليم باختش در يك بازي رسمي بركنار شد و فدراسيون به دنبال قطبي رفت.
وي ادامه داد: قطبي در رديف بزرگترين هنرمندان مانند عزتالله انتظامي، جمشيد مشايخي و محمدعلي كشاورز و چه بسا بالاتر قرار دارد. قطبي ميتواند نامزد جايزه اسكار هم شود. اگر دايي بزرگترين شخصيت فوتبالي را از سمت سرمربيگري بركنار ميكنيم، كسي كه همه دنيا فوتبال ايران را به اسم او ميشناسند، بايد دنبال كسي برويم كه يا در سطح دايي باشد يا بالاتر از او.
افاضلي خاطر نشان ساخت: مقايسه بين تروسيه و قطبي مثل بنز و ژيان است كه ژيان را انتخاب كرديم. قطبي را با سلام و صلوات آورديم و پس از آن قولهايي داد كه هيچكدام عملي نشد. نه تيم به جام جهاني رفت و نه 2 كرهاي را كه ميگفت هيچكس اندازه من ميشناسد، شكست داديم. زمان قطبي 3 مسابقه انجام داديم كه 2 ديدار با تيمهايي بود كه تكليفشان از قبل مشخص شده و انگيزهاي براي ديدار با ما نداشتند.
وي با بيان اينكه امارات در مسابقه با ايران از 7 بازيكن جوانانش استفاده ميكرد، گفت: در تهران اين تيم را به زور با يك گل شكست داديم و مقابل كرهشمالي مساوي كرديم و برابر كرهجنوبي در حالي كه قطبي ادعا ميكرد، اين تيم را مانند كف دستش ميشناسد. شانس آورديم كه بازي را واگذار نكرديم.
افاضلي در مورد ادعاي قطبي مبني بر اينكه مربيان ايراني همين 5 امتياز را هم نميگرفتند، تصريح كرد: او راست ميگويد زيرا مربيان ايراني 6 امتياز ميگرفتند. اگر با دايي بوديم، كره شمالي را شكست ميداديم و اگر با كرهجنوبي مساوي ميكرديم، به راحتي به جام جهاني ميرفتيم.
وي افزود: از لحاظ آماري ثابت ميكنم كه كار قطبي با اشكال مواجه بود. تيم قطبي نسبت به دايي از لحاظ آماري ضعيفتر بود. اگر آمار فني را بررسي كنيم، مجموع توليدات فني تيم ملي در اين 3 بازي از 3 مسابقهاي كه دايي مربي تيم ملي بود، در مجموع پايينتر بود.
كمك دايي در تيم ملي ادامه داد: قطبي به خوبي نظم و انضباط را در تيم ملي رعايت كرد. اين نظم و انضباطي كه قطبي از آن حرف ميزند، شايد در هاليوود باشد چرا كه در تيم ملي اين را مشاهده نكرديم. كي سابقه داشته كه 10 بازيكن همزمان از تيم ملي جدا شوند؟ هر كس يك جايش را بهانه كرد و رفت.
وي در مورد موافقت فدراسيون با برنامههاي 4 ساله قطبي، اظهار داشت: بسيار خوشحالم كه اين اتفاق ميافتد چرا كه تا 4 سال ميتوان راجع به برنامه او حرف زده و لذت برد. ممكن است قول قهرماني جهان را هم بدهد. قطبي حقش ضايع شده كه 3 بار اسكار سينماي جهان را نگرفته است.
افاضلي با اشاره به اينكه ضمانت ميدهم در پايان برنامه 4 ساله قطبي فوتبال ايران در حد بنگلادش باشد، گفت: تنها جايي كه بين ژيان و بنز با قيمت بنز، ژيان را انتخاب ميكنند، ايران است.



